از شعار تا عمل!؟

     تا بحال چند بار به مصداق حدیث معروف «حاسِبوا قَبلَ اَن تُحاسَبوا» رفتار و کردار خود را مورد بررسی و محاسبه قرار داده ایم؟ اصولا آیا تابحال به ضرورت این موضوع اندیشیده ایم؟ آیا تابحال نقش و سهم خود را در موفقیتها و متقابلا معضلات و مشکلات اجتماعی مورد ارزیابی قرار داده ایم یا فقط دیگران را مقصر بروز مشکلات اجتماعی و ناکامی های خود می دانیم؟ آیا قضاوت های ما در مورد مشکلات همیشه یکسویه و حق به جانب بوده است و فقط مشکلات و کاستی ها را بیان کرده ایم یا در کنار مشکلات و موانع، موفقیت ها و دستاوردهای کشور را هم دیده ایم؟ آیا تنها به انتقاد کردن بسنده می کنیم یا در حد توان خود و با وجدان کار واقعی و انجام صحیح وظایف و مسئولیت های محوله، ارائه پیشنهاد و راهکار و سایر روش ها، عملا برای کمک به مردم  و مسئولین و رفع موانع هم اقدام کرده ایم؟ آیا تابحال تلاش کرده ایم، با نگاهی منصفانه وضعیت فعلی جامعه را با سایر کشورهای هم سطح و یا حتی وضعیت قبل از انقلاب مقایسه کنیم یا تنها ایده آل های ذهنی، شنیده های اجتماعی و تبلیغات راست و دروغ رسانه های بیگانه، ملاک و معیار قیاس ما بوده است؟

     اگرچه وجود بعضی از کاستی ها در نظام اداری کشور و همچنین کوتاهی مسئولین در شکل گیری برخی معضلات اجتماعی مانند؛ فساد اداری انکارناپذیر است و در عین حال رشد و بهبود مستمر وضع زندگی (اعم از فردی یا اجتماعی)، حق طبیعی همه افراد جامعه محسوب می شود، اما وجود پاره ای از ناهنجاری های رفتاری در جامعه نشان می دهد که گاهی به اشتباه این حق به یک انتظار غیر منطقی تبدیل شده است و لذا این سوالات و ده ها سوال دیگر، موضوعاتی هستند که برخی از ما نمی توانیم پاسخ قانع کننده ای در مورد آنها داشته باشیم، زیرا هیچگاه نخواسته ایم، نقش خود در وجود مشکلات را بپذیریم، همواره بدون در نظر گرفتن ظرفیت ها و توانایی های شخصی خود، افراد و جوامع دارای موقعیت های برتر را معیار مقایسه قرار داده ایم و لذا همیشه متوقع بوده ایم و پیوسته در جستجوی کسی بوده ایم تا مشکلات و ناکامی ها را بر عهده او بگذاریم.

     گاهی به رغم وجود توصیه های متعدد اسلامی و نیز آگاهی از سیره و رفتار هزاران شهید این سرزمین و شهدایی که مسلمانان دیگر کشورها تقدیم اسلام عزیز کرده اند، حس ناسیونالیستی و حتی مسلمانی برخی از ما چنان گل می کند که به رغم داشتن برخی ویژگی های نامطلوب در وجود خود، همچنان خومان را از سایر مردم و حتی مسلمین جهان برتر می بینیم، اما در عمل حاضر نیستیم برای سرافرازی دین و کشور یا موفقیت برادر مسلمان خود، نه به اندازه کسانی که در عملیات های دفاعی یا استشهادی در نقاط مختلف دنیا جان خود را در مسیر کسب رضایت الهی فدا می کنند، بلکه به اندازه تعارف خشک وخالی در رفت و آمدهای ترافیکی یا سایر برخوردهای اجتماعی، گذشت کنیم و یا فقط برای رضای خدا و بدون هرگونه چشم داشتی، کاری را انجام دهیم.

     گاهی نیز تمام مشکلات را ناشی از عملکرد بد مسئولین دانسته و حتی در پاره ای از موارد ناجوانمردانه دین و مذهب را عامل پیدایش ناهنجاری ها قلمداد کرده ایم و این در حالی است که اولا مسئولین نیز کسی جز مردم نیستند و ثانیا در بسیاری از موارد خود ما نیز در ردیف همین مسئولین در سطوح مختلف قرار داشته ایم، ثالثا همواره دین را آمر به معروف و کار صواب و ناهی از منکر و زشتی ها یافته و کوچکترین نقطه ضعفی را در آن ندیده ایم، بنابراین باید پرسید که این رفتارهای ناصواب ناشی از چیست؟

     بی شک پاسخ این پرسش را باید در فاصله گفتار و عمل خویش نسبت به وظایف و تکالیف دینی و مذهبی و فاصله گرفتن از خط امامت و ولایت جستجو نماییم، چرا که برخی از ما به عنوان یک ایرانی مسلمان نه تنها توصیه های دینی و مذهبی، بلکه اصول و ارزشهای اجتماعی خود را نیز بکلی فراموش کرده و با توجیهات غیر منطقی و بهانه های عمدتا واهی، از مسلمانی تنها نام آن را یدک می کشیم.

     رسم ناشکری و ناسپاسی را پیشه ساخته و مدام در حال انتقاد کردن و غر زدن بوده ایم و در پاسخ به اینکه چرا فلان خطا را مرتکب شده اید یا چـرا اینگونه رفتار می کنید، گفته ایم چون دیگران اینگونه رفتار می کنند ما نیز چنین می کنیم و تا زمانی که آنان رفتار خود را اصلاح نکنند ما نیز به روش نادرست خود ادامه خواهیم داد و در این کشاکش جاهلانه، هرگز نخواسته ایم برای اصلاح رفتار خود پیشقدم باشیم و اصولا هیچگاه از خود نپرسیده ایم که در کدام قاموسی می توان انتظار داشت که با تقلـید و تکرار رفتارهای غلط، می شود جامعه ای سالم و رشد یافته را شکل داد و امنیت و آسایش را برقرار ساخت.

     در نهایت تردیدی وجود ندارد که زیان خوشبینی های ساده لوحانه کمتر از بدبینی های مغرضانه نیست، اما باید به یاد داشت باشیم که در هر حال ما مسلمانیم و در مورد جامعه، مردم و خودمان مسئولیت هایی را بر عهده داریم که تا به درستی به آنها عمل نکنیم، نباید و نمی توانیم برای تسریع در رشد همه جانبه کشور و رهایی از مشکلاتی که در بسیاری از موارد، خود عامل ترویج و گسترش آنها هستیم، انتظار معجزه داشته باشیم.

     برای کسب آگاهی بیشتر در این زمینه می توانید به مقاله «ویژگی هایی برای بقاء، خصلت هایی برای نابودی» در بخش اجتماعی همین سایت مراجعه فرمایید.

                                                                                                              احمدرضا هدایتی

                                                                                                               ۱۸/۲/۹۲

شما همچنین می توانید ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.