نشاط شرط زندگی پویا

      زندگی در دنیای پرهیاهوی کنونی بقدری با چالشهای متفاوت ناشی از زندگی ماشینی درآمیخته که در بسیاری از موارد باعث غفلت از نیازهای روحی انسانها گردیده و ناهنجاریها و مشکلات  جانبی دیگری را به جوامع تحمیل نموده است، این روند بگونه ای شکل گرفته که در بسیاری از موارد مسئولین دستگاههای ذیربط با نگاهی بعضا یکسویه به موضوع، باعث تشدید این وضعیت شده اند .

     در این رهگذر دنیای غرب با نادیــده انگاشتن نیازهای معنوی انسانها، راه مقابله با این معضلات را تنها در ایجاد آزادی های بی حد حصر مادی جستجو نموده و تلاش دارد تا به زعم خود، با هدایت جامعه به سمت اینگونه مسائل، از گرفتار شدن در معضلات ناشی از خواسته های پایان نایافتنی و متنوع افراد جامعه رهایی یابد و شرق نیز سالها سعی کرده تا با اعمال برخی از محدودیتها در زندگی افراد، بر اوضاع مسلط شود و هم اکنون نتایج حاصل از این رویکردهای نامعقول، مشکلات جدید دیگری را برای آنان به ارمغان آورده و زیانهای فراوانی را در ابعاد مختلف به مبانی اجتماعی و زندگی فردی این جوامع وارد نموده است .

     در این میان تنها دین مبین اسلام است که با نگاهی کاملا متفاوت به ابعاد وجودی انسانها، همزمان تمام نیازهای مادی، معنوی، روحی وجسمی او را در چارچوب شرایط و ضوابطی مترقیانه و در عین حال معقولانه مورد توجه قرار داده است، با اینحال بهره مندی از مزیای این نگاه عمیق و جامع مشروط به وجود طرحها، برنامه ها و شرایطی است که بخشی از آن در اختیار خود افراد و بخشی از آن نیز در حوزه وظایف، اختیارات و نحوه عملکرد نهادهای مختلف اجتماعی قرار دارد .

     بعنوان مثال؛ در توصیه های اسلامی همواره ضمن تاکید بر رعایت تقوا و عــــــدم غفلت از آخرت، در مورد ضرورت برخورداری جامعه از روحیه نشاط و امیدواری تاکید شده و انسانها را از نا امیدی نسبت به آینده و لطف و عنایت الهی بر حذر داشته است و پیوسته از مسلمانان خواسته شده تا در محیط خانواده و یا در جریان فعالیتها و روابط اجتماعی  با چهره ای بشاش و شاد  با یکدیگر مواجه شوند.

     پیامبر اسلام (ص) نیز با عمل به همین توصیه بود که همیشه، چون گل محمدی تبسمی دلنشین بر چهره داشتند و نیز به همین دلیل است که حضرت علی (ع) می فرمایند: گرامی ترین ارزش خانوادگی اخلاق نیکوست۱ . ایشان بوی خوش، عسل، سواری و نگاه به سبزه زار را نشاط آور معرفی نموده۲ و در حذر از غم و اندوه می فرمایند: اندوه خوردن نیمی از پیری است۳ و نیز در جایی دیگر یادآور می شوند که شادی مومن در چهره اش و اندوه  او در سینه اش پنهان است۴ .

     از نظر دین مبین اسلام این مسئله بقدری دارای اهمیت است که در نهج البلاغه بیش از ۵۰ مورد به موضوع اندوه و حدود ۴۰ مورد به موضوع اخلاق اشاره شده است، بدیهی است این همه تاکید از آنجا ناشی می شود که ویزگیهایی مانند فضائل اخلاقی یا شادی و نشاط و غم و اندوه، تاثیر فراوانی بر روند فعالیت افراد جامعه و همچنین ایجاد روحیه توکل و امیدواری عمومی (که بیش از ۸۰ بار در قرآن و حـــــــدود ۵۰ مورد در نهج البلاغه به آن پرداخته شده) بر جای می گذارد، تا جایی که حتی از تاثیر رنگها در این زمینه نیز غفلت نشده است .

     این تاکیدات در حالیستکه که متاسفانه برخی از افراد و مسئولین کشور بدون توجه به مصالح جامعه و اثرات و پیامدهای منفی روحی و روانی سخنان، تصمیمات و عملکرد خود در جامعه، اهمیت این موضوع را نادیده انگاشته و با اقداماتی مانند: طرح نابجا و غیر ضرور برخی مسائل و مشکلات و یا حتی بزرگنمایی بیش از حد معضلات، به تعبیر مقام معظم رهبری(دامه) سیاه نمایی نموده و خواسته یا ناخواسته بر این وضعیت دامن می زنند، در کنار این مسئله نکات دیگری نیز وجود دارند که معمولا مورد غفلت مسئولین قرار گرفته و باعث تشدید این جریان می شود، بگونه ای که اگر امروز با نگاهی واقع بینانه به چهره مردم بنگریم، درخواهیم یافت که بخش قابل توجهی از دستاوردهای مثبت انقلاب اسلامی به علل مختلف از جمله افراط و تفریط در نحوه پرداختن به موضوعات، کاملا تحت الشعاع برخی از دیگر مسائل قرار گرفته است و نوعی نگرانی و نارضایتی کاذب را می توان در ظاهر عبوس و گرفته و وضعیت رفتاری برخی از افراد جامعه که به همین علت بشدت تحریک پذیر شده اند، به راحتی رویت نمود .

     یکی علل عمده این نگرانیها؛ ناشی از برنامه ریزی و تبلیغات نامناسب برای مناسبتهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی و یا ایام سوگواری است، بگونه ای که گاهی دستگاهها و سازمانهای ذیربط مانند صداوسیما با نگاه تک بعدی و افراط گونه نسبت به موضوع، فراموش می کنند که بیان نکته ها، درسها و آموزه های رفتاری و شخصیتی بزرگان و اندیشمندان و حتی تجارب کسب شده در حوادث الزاما نباید به شکلی حزن آور مطرح شود و این امکان وجود دارد تا در بسیاری از موارد، با نگاهی مثبت و با بهره گیری از روشهای جذاب و در عین حال مثبت به طرح خصوصیات و ارزشهای اخلاقی، علمی، رفتاری و سایر ویژگیهای مثبت و مورد نظر مفاخر و شخصیتهای مختلف تاریخی اعم از اجتماعی، دینی، سیاسی، فرهنگی و یا تجارب کسب شده در حوادث پرداخت تا ضمن فرهنگ سازی برای تعمیم خصائل، ویژگیهای یا سایر اهداف مورد نظر، شور و نشاط عمومی دستخوش اثرات منفی ناشی از اطلاع رسانی و تبلیغ  نامطلوب این برنامه ها واقع نشود.

     این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است، که هم اکنون نگاه یکسویه و منفی به مناسبتهای مذهبی که بخشی از آن مانند ایام سوگواری ائمه (ع) معقول، اجتناب ناپذیر و بلکه لازم و ضروری و دارای اثرات معنوی فراوان است، سبب شده تا در مجموع با اختصاص بخش قابل توجهی از ظرفیت محافل و مجالس و رسانه ها، بویژه صدا و سیما به تهیه و ارائه انواع برنامه های حزن آور، (بیش از یک سوم از ایام سال شامل: (یکماه ایام ماه محرم، حدود ۱۱ روز شهادت پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) در غیر از ماه محرم، سه دهه ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا(س) به روایتهای مختلف، حدود یک دهه ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت علی(ع)، بیش از ۵ روز بمناسبت سالروز وفات حضرت زینب(س)، حضرت معصومه(س)، حضرت خدیجه کبری(س)، شهادت حضرت علی اکبر (ع) و سایر شهدای گرانقدر صدر اسلام، حدود ۱۰روز بمناسبت شهادت شهدای بزرگوار انقلاب اسلامی مانند: شهید بهشتی، شهید چمران، شهید مطهری، شهید رجایی، شهید مفتح، شهید چمران و سایر شهدای جنگ تحمیلی و ایام ۱۴ و ۱۵ خرداد و نیز حدود ۱۰ روز به مناسبتهایی مانند: ایام اعـــتکاف و روز عرفه و روز اربعین حسینی که معمولا همراه با سوگواری و عزاداری می باشد)، بطور مستقیم و با در نظر گرفتن حــــواشی تبلیغاتی و خبری قبل و بعد از آن که گاهی در حوادثی مانند: زلزله بم و یا جنگ غزه به یکماه هم می رسد و همچنین سایر وقایع مانند: (خبر درگذشت علما و بزرگان و یا اتفاقات ناگوار طبیعی و غیر طبیعی مانند: تلفات ناشی از وقوع حوادث غیر مترقبه از جمله: سیل و زلزله، تلفات حوادث جاده ای مانند: تصادف و آتش سوزی اتوبوس دانشجویان و واژگونی اتوبوس فرهنگیان کاروانهای راهیان نور و حوادث مشابه آن در سال گذشته، یا احتمال بـروز عملیات تروریستی مشابه آنچه بـــرای دیپلماتهای ایران در خارج کشور رخ داده و یا بمب گذاری مانند: حادثه شیراز، سقوط هواپیما و همچنین برنامه های گرامیداشت این ایام در سالهای بعد و نیز خبر تاسف برانگیز جنایات دشمنان اسلام بر علیه مسلمانان در نقاط مختلف دنیا از جمله غزه و عراق و افغانستان، همراه با اخبار نا مطلوب اثرات بحران اقتصادی، تحریم، تورم و گرانی، تهدیدات خارجی و سایر موارد مشابه) بیش از نیمی از ایام سال (آنهم بصورت پراکنده و درعین حال مستمر)، برای مردم در ناراحتی و غم و اندوه این مناسبتها و دوران فراموشی ناشی از این تالمات سپری شود که طبیعتا تاثیرات و پیامدهای منفی روحی و روانی خسارت باری را برای جامعه به دنبال خواهد داشت .

    به عبارت دیگر وجود برخی از خلاء های فرهنگی و تبلیغی سبب شده تا این فرهنگ ناخواسته در سایر بخشها نیز تعمیم یافته و به اصطلاح نهادینه شود، بعنوان مثال؛ بسیاری از مداحان محترم نیز بدون توجه به این نکته، حتی در ایام ولادت ائمه (ع) نیز بجای مولودی خوانی معمولا با لحنی حزن آلود مداحی و بر این مشکل دامن می زنند و یا در حالیکه در ماه محرم اکثر معابر و تمام مساجد و تکایا و … سیاهپوش می شود، هیچگاه به همین اندازه در میلاد ائمه، این مراکز با پارچه های الوان یا سایر تزئینات آراسته نمی شوند، در صورتیکه از امامان بزرگوار (ع) نقل است که در شادی ما شاد و در نارحتیهای ما ناراحت و اندوهگین باشید.

     بدیهی است طرح این موضوع به معنای درخواست مجوز برای رواج ابتذال نیست و غرض بیان ضرورت ایجاد تعادل در کمیت و کیفیت ارائه برنامه ها می باشد، زیرا وضعیت کنونی در حدی ترویج شده و گسترش یافته که بخش فرهنگی را گرفتار افراط و تفریط نموده و هم اکنون بسیاری از مناسبتهای فرهنگی نیز با حال و هوایی سوگوارانه برگزار و یا حتی برخی فیلمها و اکثر سرودها و به اصطلاح ترانه های ملی و محلی نیز با فضایی حزن آلود و لحنهایی بسیار اندوهگین تهیه و اجرا می شوند.

     حال این سوالات مطرح است که :

۱-    آیا الزاما همه مناسبتها مذهبی و فرهنگی باید در قالب مراسم سوگواری و عزاداری برگزار شود؟

۲-    چرا در اشعار و سرودهای مورد استفاده شعرا، مداحان و حتی بسیاری از خوانندگان ما (بخصوص در صدا و سیما)، بجای واژه های برانگیزاننده و همراه با شور و نشاط انقلابی و حماسی کــــه می تواند مردم را به سازندگی و تلاش بیشتر ترغیب کند، بیشتر از مضامین و حتی لحنهای منفی، تاثر برانگیز و ناامید کننده استفاده می شود ؟

۳-    از ابتدای انقلاب شکوهمند اسلامی، همواره تلاش شده تا مردم از آلودگی به ابتذال و مسائل غیر شرعی در جشنها و مجالس بر حذر شوند، اما آیا واقعا این امکان وجود ندارد یا وقت آن نرسیده که دستگاههای فرهنگی کشور با طراحی و معرفی الگوهای مناسب و در عین حال توام با سرور و شادی، جایگزین موارد نهی شده و غیر شرعی را فرهنگ سازی و ارائه نمایند؟

۴-    آیا بهتر نیست بجای نامگذاری روز وفات و از دست دادن شخصیتها و مفاخر (اعم از فرهنگی، علمی، سیاسی و…) برای گرامیداشت یاد و خاطره آنها، از سالگرد روز تولد این بزرگان که منشاء خیر و برکت بوده، برای نامگذاری بعنوان بزرگداشت و برگزاری یادواره و جشن استفاده یا حداقل با نگاه غیر سوگوارانه، آنها را مورد تکریم و تعظیم قرار داد؟

۵-    به راستی چرا حتی برای نامگذاری و گرامیداشت مناسبتهایی مانند هفته دفاع مقدس، بجای آنکه پایان جنگ که با پیروزی ناشی از مقاومت دلیرانه و قابل تقدیر مردم و رزمندگان اسلام در برابر استکبار و جنگ تحمیلی توام بوده، زمان آغاز تجاوز گرامی داشته می شود؟

۶-     چرا مسئولین فرهنگی کشور، آنچنان که حضرت علی (ع) فرمودند: «برای شادابی دلها، سخنان زیبای حکمت آموز را بجویید »۵ سعی نمی کنند، که از زاویه مثبت به اینگونه موضوعات بپردازند؟

۷-    و در نهایت اینکه چرا سیاستگذاری و تصمیم گیری در بخش فرهنگی کشور، هنوز از تمرکز و انسجام کافی و شایسته برخوردار نیست؟

     به یاد داشته باشیم که پیشوای اول شیعیان جهان حضرت علی (ع)، علی رغم تمام قاطعیت و برخورد جدی که در مسائل حکومتی بکار می بردند، نشانه مسئول پرهیزکار را اینگونه معرفی می کردند که: « برای قیامت خود به زحمت می افتد ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند »۶ و در موردی دیگر بیان می دارند که « هر کس دلی را شاد کند، خداوند از آن برای او لطفی را قرار می دهد … »۷ .

                                                                                               احمدرضا هدایتی

 منابع مود استفاده :

۱-    نهج البلاغه – حکمت ۳۷

۲-    همان – خطبه ۳۹۲

۳-    همان – حکمت ۱۳۵

۴-    همان – حکمت ۳۲۵

۵-    همان – حکمت ۸۹

۶-     همان – خطبه ۱۸۴

۷-    همان – حکمت ۲۴

 

 

 

شما همچنین می توانید ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.