شورای نگهبان چرا و چه کسانی را رد صلاحیت می‌کند؟

     چرا شورای نگهبان رد صلاحیت می‌کند؟ این سوالی است که این روزها ذهن بسیاری از افراد جامعه را به خود مشغول نموده و افراد مغرض و ضدانقلاب نیز با دمیدن به ساز سیاسی بودن اقدامات شورای نگهبان، در پی سوءاستفاده از این چالش ذهنی در افکار عمومی جامعه هستند.

      صرفنظر از کسانی که به علل مختلف موجه مانند نقص مداراک تحصیلی، صلاحیت آنها احراز نمی‌شود و به عبارت دیگر، رد صلاحیت می‌شوند، سوءاستفاده از این موضوع در حالی صورت می‌گیرد که؛

      اولاً؛ بسیاری از کشورهای جهان اعم از غربی و یا شرقی نیز، برای استفاده بهینه از ظرفیت‌های موجود در جامعه خود و یا در راستای منافع نظام سرمایه‌داری، فیلترهایی را برای گزینش و پالایش افراد داوطلب شرکت در انتخابات مختلف، پیش‌بینی و تعبیه نموده‌اند.

     ثانیاً؛ بسیاری از افراد معترض به این موضوع، در ردیف کسانی قرار دارند که با نادیده انگاشتن ضرورت ورود افراد صالح و شایسته به نظام اداری، اجرایی و قانونگذاری کشور، تلاش می‌کنند تا با سوءاستفاده از مشکلات موجود که عمدتاً حاصل سوءمدیریت‌ها است، مشکلات ناشی از ضعف عملکرد مدیران نالایقی که بعضاً با فریبکاری و دروغگویی به جایگاه خود دست یافته‌اند را بهانه‌ای برای ناکارآمد جلوه دادن نظام اسلامی و ایجاد آشوب و اغتشاش مجدد درکشور قرار دهند.

     در واقع این افراد (ضدانقلاب و برخی از معترضین ناآگاه و بعضاً مغرض) از یک‌سو انتظار دارند که شورای نگهبان اجازه دهد افرادی که سابقه، اختلاس یا رانتخواری، یا فساد اخلاقی و سایر جرایم را دارند، مورد تأیید قرار گیرند و از سوی دیگر، هنگامی که همین شورا با اغماض از کنار تخلفات و جرائم برخی از کاندیدها عبور می‌کند و احتمالاً افراد مذکور به جایگاه موردنظر دست یافته و مرتکب خطای مجدد می‌شوند، ناجوانمردانه نظام و ولایت و اسلام را مورد هجمه قرار می‌دهند.

     با این‌حال نکته قابل تأمل این است که اصولاً اگر قرار باشد اهداف پنجگانه انقلاب شامل؛ «انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه یا کشور اسلامی و در نهایت، تمدن نوین اسلامی» که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب (دامت برکاته) مورد تأکید قرار گرفته به طور کامل محقق شود، حتماً باید افراد متدین، متعهد و متخصصی که حتی‌المقدور مشرف بر مبانی و اصول و ارزش‌های اسلامی هستند در رأس سه قوه و ارکان آن قرار گیرند.

     به عبارت دیگر نمی‌شود انتظار داشت که مراحل پنجگانه فوق، به شکل مطلوب و آرمانی آن محقق شود، در حالی‌که مجریان کار، شناخت درستی از مبانی اسلامی نداشته یا اعتقاد کامل به اثربخشی آن ندارند و یا حتی خود آلوده به برخی از جرائم و تخلفات اخلاقی، اقتصادی یا اجتماعی باشند.

     درست به همین دلیل است که هرگاه و در هر دوره که مدیران منتخب مردم از شایستگی‌های اخلاقی و رفتاری بهتری برخوردار بوده و شناخت بیشتری از مبانی اسلامی داشته‌اند و در عین حال با اعتماد قلبی به مبانی اعتقادی خود عمل کرده‌اند، بروز و ظهور اصول و ارزش‌های اسلامی نیز، به شکل پررنگتری در جامعه نمود پیدا کرده و هرگاه فرهنگ بیگانه مبنا قرار گرفته، ناهنجاری‌های اخلاقی و رفتاری در جامعه غلبه یافته است.

     این در حالی است که؛ سوابقی که از مراجع چهارگانه شامل؛ وزارت اطلاعات، سازمان ثبت احوال کشور، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و قوه قضائیه در مورد داوطلبان انتخابات مجلس استعلام می شود، در مورد وزارت اطلاعات برای اطمینان از عدم عضویت افراد در گروه‌های غیرقانونی و ضدانقلاب، نیروی انتظامی برای اطمینان از عدم سابقه جرم و شرارت، قوه قضائیه برای اطمینان از نداشتن پرونده قضایی که جرم افراد احراز شده باشد و ثبت احوال برای اطمینان از صحت اطلاعات شناسنامه‌ای و تطبیق آن با اطلاعات مندرج در فرم‌های ثبت نام است و بر خلاف شایعات منتشره در فضای مجازی و رسانه‌های معاند، ربطی به فعالیت‌های سیاسی افراد ندارد.

     اتفاقاً یکی از ضعف‌های سیستم انتخاباتی این است که در مقررات تعیین شده، هیچ پیش‌شرط یا سوالی در مورد تخصص، تعهد، تدین، اولویت‌های کاری و سایر شرایط موردنیاز برای کاندیداتوری افرادی که قرار است در مناصب مختلف، مجری برنامه‌های کشور در چارچوب مبانی و اصول و ارزش‌های اسلامی باشند، وجود ندارد و به‌عنوان مثال؛ هیچ‌گاه از میزان آشنایی آنها با مبانی اسلامی، اسناد بالادستی، معاهدات بین‌المللی و حتی برنامه‌های آنها در مورد موضوع موردنظر سوال نمی‌شود.

     نتایج برخی از انتخابات گذشته از جمله؛ آخرین انتخابات ریاست جمهوری، مجلس و به‌خصوص شورای شهر در تهران نشان داد که هر شخصی با هر نوع تخصص و هر گونه گرایش سیاسی و با حداقل آشنایی نسبت به مبانی اسلامی و حتی با کمترین میزان اعتقاد به اصول و ارزش‌های اسلامی هم می‌تواند در عرصه رقابت‌های انتخاباتی شرکت نموده و حتی به مرحله نهایی راه پیدا کند.

     درست به همین دلیل است که گاهی در قابت‌های اتتخاباتی، افرادی به مرحله نهایی راه پیدا می‌کنند که؛ نه‌تنها فاقد انگیزه لازم بوده و از شایستگی‌های لازم برای انجام کار موردنظر برخوردار نیستند، بلکه از همان ابتدا برای سوءاستفاده از موقعیت خود برنامه‌ریزی نموده‌ و در مسیر انحرافی گام برمی‌دارند و لذا به‌نظر می‌رسد، تنها راه برون‌رفت از این مشکل، سخت‌تر کردن منطقی و معقول فرآیند انتخابات و شرایط ثبت‌نام است، تا هر فرد ساده‌لوح و یا مغرض و یا فرادی که به‌دنبال سوءاستفاده‌ از موقعیت احتمالی خود در آینده هستند، نتئانند به‌راحتی وارد عرصه انتخابات مختلف شوند.

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

۶/۱۱/۹۸

نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com  نشانی سایت: rahtooshe.com

شما همچنین می توانید ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.