با توجه به غرور و خودبرتربینی و شناختی که از اختلالات روحی و روانی شخص ترامپ وجود دارد و همچنین خباثتی که در ذات شخص نتانیاهوی شیطانصفت نهفته است و همچنین با عنایت به اظهارات و اعترافات پنهان و آشکار سردمداران آمریکا و رژیم صهیونیستی و گفتهها و تحلیلهای صاحبنظران مختلف دنیا و نیز تشدید تحرکات دشمن در جبههها و عرصههای مختلف، احتمال بروز جنگ مجدد بسیار بالاست.
اظهارات سخیف، وقیحانه و قلدرمأبانه ترامپ در سازمان ملل و پیامهای تهدیدآمیز و یکجانبهگرایانه قبلی وی در فضای مجازی، مؤید این نکته است که او فکر میکند به عنوان کمترین دستاورد میتواند و باید در نبرد آینده مشابه آنچه درعراق و ونزوئلا و گرینلند و سایر کشورهای هدف اتفاق افتاده، کنترل کامل و دائمی تنگه هرمز و جریان نفت ایران و بلکه کل منطقه را در اختیار بگیرد.
البته هدف بزرگتر و اصلی آنها تحقق بخشیدن به سناریوی تجزیه ایران در جهت سلطه مجدد و بهویژه فراهم نمودن زمینه شکلگیری طرح شیطانی اسرائیل بزرگ است و بدیهی است، سایر کشورهایی هم که در محدوده این نقشه واقع شدهاند از گزند این طرح در امان نخواهند ماند و جهانخوران در گام بعد بلافاصله یا بهتدریج به سراغ آنها که حالا با این دو حکومت شیطانی همپیمان شدهاند، نیز خواهند رفت.
در واقع اعتبار و آبروی او و شانس موفقیت جمهوریخواهان در انتخابات پیش روی آمریکا تا حد بسیار زیادی به نتیجه این جنگ ناجوانمردانه و غیرمنطقی بستگی دارد، چرا که در صورت عدم موفقیت در این نبرد، خودبخود امکان بخش قابلتوجهی از تصمیمگیریها برای ادامه مناقشات با ایران یا سایر کشورهای منطقه و جهان از وی (ترامپ) سلب خواهد شد.
یانکیها برای این کار تاکنون از همه ابزار و روشها اعم از؛ تحریم، تهدید، ترور، فشار سیاسی، شبیخون فرهنگی، اهرم آشوب و اغتشاش و جنگ فیزیکی علیه کشورمان بهره بردهاند و اینک به زعم خودشان بیش از گذشته به خیزش ضدانقلاب و تجزیهطلبان در داخل و منافقین و گروههای معارض در اطراف مرزها و ائتلاف شکننده با برخی از کشورهای غربی و حکام عربی دل خوش کردهاند.
با این حساب ظاهراً دشمن بار دیگر دچار خطای محاسباتی شده و بر این باور است که میتواند با انجام یک عملیات کوتاهمدت به اهداف پلیدش دست پیدا کند، آنها تصور میکنند با تمهیداتی که اندیشیدهاند، مردم ایران اگر با آنها همراهی نکنند، حداقل درگیر نخواهند شد و این در حالی است که مردم فهیم و بصیر ایران اسلامی بارها در تجمعات شبانه و سایر مناسبتها، خشم انقلابی خود در برابر موضعگیریهای خصمانه و بیشرمانه ترامپ را بروز دادهاند.
بدیهی است که در هر حالت این جنگ برای همه طرفهای درگیر در ابعاد مختلف خسارتبار خواهد بود، اما یا باید با تحمل سختیهای مقطعی و کوتاهمدت، یکبار برای همیشه به این قلدریها و زورگوییهای دشمن پایان داد و بیگانگان را برای همیشه از سرزمینمان دور کنیم و یا همانند آنچه در ونزوئلا، سوریه، لیبی، عراق، گرینلند و سایر کشورهای تحت سلطه آمریکا رخ داده، برای سالهای متمادی یا شاید تا ابد، پذیرای ذلت سلطه مجدد دشمنان، ناامنی و چپاول منابع کشور و چه بسا نابودی تمدن کهن ایران و تجزیه خاک کشور عزیزمان باشیم.
با این توصیف بخواهیم یا نخواهیم، دیر یا زود مواجهه با جنگ اجتنابناپذیر است و اگر واقعاً در پی آن باشیم که جلوی کشورگشایی رژیم جنایتکار صهیونیستی و جهانخواری و توسعه طلبی آمریکای جنگطلب را بگیریم و اراده ملی خودمان را به دشمن تحمیل نماییم، باید برای خنثی کردن توطئه دشمنان و پیروزی در این نبرد، به هر شکل ممکن از همه امکانات و ظرفیتهای داخلی و خارجی بهره ببریم.
در این رابطه نیروهای مسلح ما با اشرافیت کامل بر تحرکات دشمن، سناریوهای مختلف برای مقابله و حتی اقدام پیشدستانه در برابر دشمن را طراحی کردهاند و از آمادگی کافی و لازم برای دفاع برخوردارند.
شنیده ها حکایت از آن دارد که در صورت بروز جنگ نهایی، حتی اقدامات پنهان و سازمانیافته برونمرزی برای فعالسازی هستههای مقاومت و انجام عملیات ایذایی علیه منافع متخاصمین به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی در سراسر جهان نیز صورت گرفته است.
یعنی همانگونه که آنها از مدتها قبل به شکل آشکار و بعضاً پنهان در حال تسلیح و سازماندهی گروههای تجزیه طلب و ضدانقلاب در اطراف ما بودهاند، ایران نیز از مدتها قبل به شکل کاملا مخفیانه در نقاط مختلف دنیا (حتی در قلب اروپا و آمریکا)، اجرای تدابیر خاصی را برای استفاده از این ظرفیت در دستور کار خود قرار داده است.
از آنجا که این اقدام در واقع یک حرکت بشردوستانه برای رهایی مردم دنیا از شر سلطه جهانخوران با محوریت ایران اسلامی است، لذا این سؤال مطرح است که نقش و وظیفه سایر بخشها چیست؟
وظیفه نظام بینالملل؛ واکنش افکار عمومی و رسانههای خارجی به سخنان و اقدامات ترامپ و نتانیاهو و یا رخدادهایی مانند ترک سالن سازمان ملل در هنگام سخنرانی وی، بیانگر این واقعیت است که حالا نهتنها مردم جهان، بلکه اکثر دولتهای دنیا نیز به ماهیت شیطانی نظام سلطه پی بردهاند و اگر برخی از کشورها هم از کاری مانند ترک صندلیهای خود اجتناب کردند، لزوماً به معنای تأیید سخنان سخیف سردمداران کشورهای سلطهگر نبوده است.
بنابراین از این پس کمترین کار دولتها میتواند اجتناب از برخورد با نهضت بیداری مردم و بلکه کمک به آن، مشکلتراشی آشکار و پنهان برای نظام سلطه به هر شکل ممکن، تلاش برای حذف دلار از چرخه تبادلات مالی و اقتصادی، بیتوجهی به دستورات و خواستههای یکجانبهگرایانه ترامپ، نادیده انگاشتن قوانین فرامرزی آمریکا و محکوم نمودن و حداقل عدم تأیید جنایات آنها باشد.
وظایف دستگاه دیپلماسی؛ پیروی کامل از فرامین رهبری (دامت غزه)، تداوم هماهنگیها بین دستگاه دیپلماسی با میدان و مردم، برخورد مقتدرانه و هوشمندانه در مواجهه با زیادهخواهیهای دشمن با اتکا به عنایات الهی و اعتماد به نیروهای مسلح و نیز اطمینان از حمایت مردم همیشه در صحنه، پرهیز از ترس و نگرانی در برابر تهدیدات دشمن، عدم توجه به توصیههای مذبوحانه گروههای فشار و همچنین افراد خائن و نفوذی و مرعوب غرب، گسترش تعاملات دیپلماتیک با کشورهای مختلف برای توجیه و جلب همکاری آنها در جهت مقابله با استکبار و امثال آن، برخی از مهمترین اقدامات قابل اجرا توسط این دستگاه میباشد.
همچنین با توجه این که اکثر کشورها به ویژه آمریکا وکشورهای اروپایی از نظر انرژی در وضعیت بحرانی قرار دارند، لذا دستگاه دیپلماسی باید از این فرصت برای تحمیل خواستههای مشروع خود به دشمن بهره برده و در هماهنگی با میدان، از هر اقدامی که منجر به کاهش قیمت نفت شود جداً اجتناب و متقابلا از هر سناریویی که بتواند، قیمت نفت را به بالاترین حد ممکن و فلجکننده برای دشمن برساند، بهره ببرد.
اما وظیفه امت چیست؟ بیشک در شرایط کنونی حفظ هوشیاری در برابر توطئه دشمنان و حفظ انسجام و وحدت ملی و پرهیز از طرح مباحث بیهودهای که منجر به دوقطبیسازی در جامعه میشود، مهمترین مسئولیتی است که برعهده تکتک افراد جامعه قرار دارد.
علاوه براین؛ تداوم حضور پرشور و دشمنشکن در تجمعات شبانه و سایر میادین و مناسبتها، طرح شعارهای وحدتآفرین و در عین حال منکوبکننده افراد غربگرای خائن و نفوذی، تبیین و روشنگری و ایجاد امید در جامعه، اجتناب از دامن زدن به شایعات راست و دروغ (حداقل تا پایان جنگ و خروج کامل دشمن از منطقه)، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است.
همچنین افزایش قدرت تابآوری و آمادگی برای مواجهه با شرایط شاید کمی سختتر در کوتاه مدت (تا پایان نبرد) و پرهیز از هرگونه اقدامی که به ایجاد و تشدید بحران منتهی شود، از جمله؛ خودداری از احتکار، گرانفروشی و متقابلاً همراهی و همدلی و کمک به یکدیگر در این شرایط نیز بسیار ضروری است.
تردیدی وجود ندارد که با عنایت به وعدههای الهی، فرمایشات امام شهید و سایر علما و بزرگان و نیز تحلیلهای بسیاری از صاحبنظران خارجی، انشاءالله در این نبرد نابرابر پیروزی نهایی از آن مردم ایران و جبهه مقاومت است و پس از آن و رهایی از شر دشمنان، پیشرفت کشور سرعت خواهد یافت و دوران شکوفایی بیش از پیش ایران قوی و مقتدر به عنوان کشور برتر منطقه و بلکه جهان فرا خواهد رسید.
احمدرضا هدایتی
کارشناس ارشد مدیریت
4/7/1405
نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com نشانی سایت: rahtooshe.com




















