این فوتبال افتخار ندارد!؟

     از نگاه اسلام ورزش و تفریحات سالم، شادابی و نشاط را به همراه داشته و قدرت تحمل و ظرفیت انسان در انجام وظایف اجتماعی و حتی دینی او را افزایش می دهد، علاوه بر آن، اهتمام به ورزش و تفریحات سالم، تصورات نامطلوب را از چهره دین می‌زداید، به همین دلیل در موارد مختلف بر این موضوع تاکید شده است، رسول گرامی اسلام(ص) در این خصوص می‌فرمایند: «به بازی و سرگرمی بپردازید، زیرا دوست ندارم، سختگیری و خشونت در دینتان مشاهده شود» و امیر مومنان حضرت علی (ع) نیز در تفسیر آیه(لا تَنسَ نَصیبَکَ مِن الدُنیا) می فرماید: «سلامتی، توانایی، فراغت، جوانی، نشاط، بی نیازی و ثروت خود را فراموش نکن و با بهره گیری [سالم] از آنها در پی آخرت باش».

     احادیث و روایات متعدد دیگری نیز وجود دارند که همگی بر ضرورت پرداختن به این موضوعات یعنی ورزش، تفریح، سلامت و تندرستی دلالت دارند و حتی در اسلام به مصادیقی مانند؛ شنا، تیراندازی و اسب سواری که از ورزشها و تفریحات سالم آن روزگار به شمار می روند، نیز اشاره شده است، با این حال در بسیاری از موارد بر ضرورت رعایت تعادل در پرداختن به این موضوعات هم تأکید شده است، به عنوان مثال؛ امام صادق(ع) می‌فرماید: بکوشید شبانه روز خود را در چهار بخش تنظیم کنید، بخشی را برای مناجات با خدا، بخشی را برای تأمین هزینه زندگی، بخشی را برای همنشینی با برادران و دوستان مورد اعتمادی که با صفای باطن در عیب زدایی شما سهم دارند و بخشی را برای لذت جویی حلال(تفریحات سالم).

     به این ترتیب هیچکس نمی تواند منکر نیاز بشر به اینگونه موارد (ورزش، تفریح و سرگرمی) باشد، مشروط بر آنکه اولاً سالم و حلال باشد، ثانیاً متعادل و منطقی باشد، ثالثاً متضمن حفظ اخلاقیات در جامعه باشد و رابعاً همانگونه که امام اول شیعیان می فرماید: «سرور و شادمانی مایه انبساط روان و افزایش طراوت است» به ارتقاء این ویژگی ها در انسان منجر گردد، بنابراین هرگونه تفریح و یا حتی هر ورزشی که عاری از ویژگی‌های مذکور باشد، نمی‌تواند مطلوب دین و جامعه تلقی شود.

      با این حساب آیا همه ورزشها و تفریحاتی که به آن می‌پردازیم را می‌توانیم در این ردیف قرار دهیم؟ به طور خاص آیا فوتبال پرحاشیه بزرگسلان ما (در سطح ملی) از تمام ویژگی‌های مورد اشاره برخوردار است؟

    این سوأل و دهها سوأل مشابه دیگر، مواردی هستند که این روزها پاسخ به آنها در سایه تب فوتبال، مورد غفلت قرار گرفته است و به همین دلیل از این ورزش پرطرفدار، چهره ای را به تصویر کشیده که با جرأت می‌توان گفت: «این فوتبال افتخار ندارد» زیرا آسیب شناسی و ارزیابی متن و حواشی فوتبال باشگاهی در سطح حرفه‌ای بزرگسلان کشور، بیانگر ناهنجاری‌های متعدد و مختلفی است که نه تنها با ارزشهای دینی و اجتماعی ما تطبیق ندارد، بلکه گاهی مایه یأس و شرمساری است.

     البته تردیدی وجود ندارد که جامعه ورزشی ایران یکی از پرافتخارترین و سالمترین جوامع ورزشی در سطح دنیاست و لذا قصد نداریم، همه عرصه های ورزشی کشور و یا حتی همه بخشهای فوتبال را متصف به صفات مورد اشاره معرفی کنیم و یا بالعکس مدعی سلامت کامل سایر عرصه ها و رشته های ورزشی شویم، اما تردیدی وجود ندارد که به علت کم توجهی برخی از مسئولان و دست اندر کاران ذیربط، فوتبال فعلی ما (در سطح ملی)، در حال حاضر پر حاشیه ترین و مسئله سازترین بخش ورزشی کشور است.

     برای اثبات این موضوع شایسته است، مسائل مطرح در این زمینه در ابعاد مختلف ملی و فراملی مورد توجه و بررسی قرار گیرد تا روشن شود، چرا برخی از سفیران فرهنگی کشور(ورزشکاران عرصه رقابتهای ورزشی جهان)، تا این حد محبوبیت خود در جامعه را خدشه‌دار ساخته اند و چرا در باره فوتبال اینگونه قضاوت می‌شود.

     در این رابطه قبل از هر چیز توجه به این نکته ضروریست که اکثر ورزشکاران ما در رشته های مختلف ورزشی، همواره مورد علاقه و احترام مردم قرار داشته و از همین‌رو در بسیاری از موارد خواسته یا ناخواسته مسئولیت مهم الگوسازی رفتاری و اخلاقی در جامعه را نیز بر عهده دارند، علاوه براین در عرصه رقابتهای ورزشی بین المللی هم، این انتظار از آنان وجود دارد که ضمن تلاش برای کسب عنوان قهرمانی، فراموش نکنند که نقش سفیر فرهنگی ایران و اسلام را نیز بر دوش می‌کشند و به یاد داشته باشند، این نقش آفرینی مستلزم برخورداری از صفاتی است که می‌تواند شرایط و شایستگی های لازم برای پذیرش این مسئولیت بزرگ را فراهم سازد و این در حالیستکه متاسفانه برخی از ورزشکاران به ویژه برخی از فوتبالیستها و هواداران آنها و همچنین گروهی از تماشاگران مسابقات ورزشی کشور، از توجه به آن غفلت کرده‌اند.

     برای درک بهتر این موضوع و به عنوان نمونه باید به رفتار برخی از ورزشکاران اشاره شود که گاهی با پنهان‌سازی (یا حتی ترک) انجام تکالیف شرعی خود (مانند؛ فریضه‌ی نماز یا امر به معروف و نهی از منکر) در خارج و حتی داخل کشور، به شکلی عمل می کنند که گویی از مسامانی خود شرمنده اند و متقابلاً باید به رفتار آن فوتبالیست معروف و محبوب اروپایی اشاره شود که در پی کسب پیروزی، بی پروا و در برابر چشم همگان سر بر سجده شکر می‌گذارد و در توجیه رفتار خویش در مصاحبه با خبرنگاران، با افتخار از رفتن به مسجد، خواندن نماز و مسلمانی خود سخن بر زبان می‌راند.

     در نمونه‌ای دیگر باید از آن بانوان ورزشکار ایرانی سخن گفت که با غیرت و همیتی مثال زدنی، به هنگام مواجه شدن با خواسته داور مبنی بر عدم استفاده از حجاب در جریان مسابقات، حفظ اصول و ارزشهای دینی و اجتماعی خود را بر شرکت در مسابقه ترجیح داده و از صحنه رقابت خارج می شوند.

     نکته قابل تأمل دیگر این است که مگر قرار نیست ما الگو بودن را تمرین کنیم و به الگویی برای دیگران تبدیل شویم، پس علت تقلید کورکورانه برخی از فوتبالیستهای ما از سبک و سیاق رفتاری و شکل ظاهری ورزشکاران خارجی چیست؟ چه چیزی سبب می شود که نقش تاریخی تمدن ایرانی در فرهنگ سازی و همچنین ارزشهای غنی دینی و اجتماعی خود را فراموش کنیم در حالیکه بیگانگان بر ترویج ضد‌ارزشهای خود اصرار دارند؟ آیا واقعاً تقلید رفتار اجتماعی بیگانگان می‌تواند، نقش موثری در ارتقاء علمی و معرفتی و یا حتی تکنیکی ورزشکاران ما داشته باشد؟ آیا افکار عمومی جامعه، افتخاری بر این تقلید ساده لوحانه متصور است؟

    این ورزش فقط یک بازی بچگانه است وقتی در جایگاه یک فوتبالیست مسلمان ایرانی، نقش و رسالت فرهنگی خود را درک نکرده و باور نداریم، با اینکه می دانیم تاریخ همواره از منش و رفتار و اخلاق جوانمردانه، صادقانه و خالصانه ورزشکارانی مانند، پوریای ولی یا جهان پهلوان تختی که در اوج قدرت، با فروتنی تمام در برابر مردم ظاهر می شدند، به نیکی یاد کرده است، پس چه می‌شود که برخی از فوتبالیستهای ما بلافاصله پس از کسب اندکی معروفیت و محبوبیت، وظایف خود نسبت به کشور و جامعه و رسالت ملی و دینی خود و اخلاق، رفتار و منش پهلوانی را فراموش می کنند.

     بدیهی است، بازیکنان این فوتبال محبوبیت و مقبولیت خود را از دست خواهند داد، وقتی غیرت و تعصب ملی را از یاد می‌برند و مغرورانه و بدون توجه به وضعیت قشر مستضعفی که با حمایت آنها به چنین موقعیتی دست یافته اند، دستمزدهای آنچنانی طلب می کنند و برای خود زندگی های اسراف گونه، تجملاتی و پر هزینه را بر می‌گزینند.

     فوتبال ما افتخار ندارد وقتی در انتخاب بازیکنان واجد شرایط ایرانی، ضابطه و شایسته سالاری جای خود را به رابطه‌ها و رانتها می‌دهد و متقابلاً به مدد پرداخت پولهای کلان، تلاش می کنیم تا به جای تربیت و استفاده از توانمندیهای جوانان ایرانی، با بکار گرفتن بازیکن خارجی برای خود پیروزی کسب کنیم.

     فوتبال ما گرفتار بیماری است وقتی گفته می شود برخی فوتبایستهای ما حاضر می شوند در برابر دریافت پول از صاحبان قدرت و ثروت مطابق میل او بازی کنند و داوران ما حاضر می شوند، با همین شیوه ناجوانمردانه حق را ناحق و ناحق را حق جلوه دهند.

     فوتبال ما همه ارزشهای افتخار آفرین خود را از دست خواهد داد، وقتی صاحبان ثروت و قدرت به خود اجازه می دهند بازیکنان را به مثابه یک کالای تجاری بین خود خرید و فروش کنند و مسئولین و دست اندرکاران آن صرفاً با نگاه مادی به بازیکنان خود می‌نگرند و آنها را با معیار پول قیمت گذاری می کنند.

     فوتبال ما جذابیت خود را از دست می‌دهد، وقتی بازیکنان ما تلاش می کنند تا به جای همدلی و بازی تیمی، به هر شکل ممکن افتخار گل زدن و کسب موفقیتها را به نام خود ثبت کنند یا هنگامی که یکدیگر را تخریب می کنند و در برخورد با داور یا سایر بازیکنان، اخلاق ورزشی را فراموش می‌نمایند.

     دیدن این ورزش دیگر نمی تواند برای علاقمندان آن یک تفریح سالم و برای تماشگران آن یک اوقات فراغت سالم تلقی شود، هنگامیکه با ناسزاگویی و بداخلاقی های غیر ورزشی هواداران تیمها توأم باشد و به تخریب اموال بیت المال منجر گردد و دیگر ورزشی سالم نیست وقتی شرط بندی در لایه های جسم و روحش لانه کرده باشد.

     نگاه ما به فوتبال یک نگاه جهان سومی خواهد بود، وقتی صرفاً با نگاه ابزاری و سرگرمی به ورزش بنگریم و این نگاه در قیاس با اهمیت، ضرورت و جایگاه علم و دانش که متضمن رشد و پیشرفت جامعه و کشور است، برتری یابد، بنابراین باید به یاد داشته باشیم که تماشا کردن ورزش نیست و راه انداختن مسابقات ورزشی و حضور تماشاگران در استادیوم‌های ورزشی بیشتر جنبه سرگرمی و تفریحی دارد و لذا تداوم آن با وجود چنین مشکلاتی نه تنها می‌تواند، افتخارات ورزش فوتبال، بلکه دستاوردهای غرور آفرین کشور در سایر عرصه‌های ورزشی را نیز تحت الشعاع قرار داده و مانع از استفاده بهینه از ظرفیتهای فراوان موجود در این زمینه گردد.

     و کلام آخر اینکه ورزش فقط فوتبال نیست و لذا نباید به‌گونه‌ای عمل کنیم، که عرصه علم و دانش و موقعیت و جایگاه دانشمندان و متخصصین کشور در سایه مسائل و موضوعاتی مانند؛ ورزش فوتبال به حاشیه رانده شود، چرا که ارتقاء سطح سلامت و شادی و نشاط جامعه از طریق ورزش، خود در جهت رشد و تعالی همه جانبه انسانها و تامین سایر نیازهای مادی و معنوی انسان از جمله؛ ظرفیت سازی برای کسب علم و دانش، هدفگذاری شده اند.

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

۷/۸/۹۲

منابع مورد استفاده:

۱-     مفتاح الحیاه – آیت الله جوادی آملی

۲-     سایتهای اینترنتی

شما همچنین می توانید ...

٪ پاسخ

  1. یک مخالف ورزشکارهای بی غیرت گفت:

    سلام:
    راست راستی چرا اینهمه پول را بچای اینکه صرف علم و تولید کنند به این مفت خورها که همش می بازند و میهن دوستی آنها فقط با پولهای کلان نمود پیدا می کند، اختصاص می دند، من یکی که راضی نیستم، چطور از همه انتظار دارند که با تمام وجود و با کمترین هزینه برای کشور کار کنند اما به این آدما که فقط تقلید از خارجی ها را بلدند هیچ چیزی نمی گویند. کاش لاقل مثل بقیه رشته های ورزشی پیروزی های چشمگیری داشتند. کاش لاقل این پولها را به دانشمندای کشور می دادند که یک کار موثر برای کشور انجام مدهند.
    از مطالب شما متشکرم

    • احمدرضا هدایتی گفت:

      مخالف عزیز سلام:
      با نظر شما تا حدود زیادی موافقم، البته بهتر بود مودبانه تر مطرح می کردید، ضمن اینکه راه حل را در حذف صورت مسئله نمی دانم، بلکه مشکل در مدیریت است و ضعف نظارت و ضعف فرهنگ سازی و آموزش و امثال آن و امیدوارم مسئولین محترم ابخش ورزش و جوانان، کاستی های این عرصه را بیشتر مورد توجه قرار دهند.
      موفق باشید – یا علی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.