این روزها فضای مجازی به عرصه عرضه انواع تحلیلها در زمینه حوادث سوریه تبدیل شده است، تحلیلهایی که برخی از آنها با نگاهی خوشبینانه و برخی خواسته یا ناخواسته با نگاهی بدبینانه به موضوع پرداخته اند و البته در این آوردگاه مجازی مطالبی نیز به چشم میخورد که کاملاً هدفمند و در راستای اهداف دشمن منتشر میشود و متأسفانه گاهی توسط جبهه حزبالله نیز بازنشر داده میشود.
این در حالی است که اصولاً هدف دشمن از انتشار این اخبار زمینهسازی برای ناامید کرن اعضای جبهه مقاومت و حامیان آنها و دستیابی به اهدافی است که برای تضعیف جبهه حق تعیین کردهاند، اما در رابطه با حوادث مورداشاره نکات قابل تأمل متعددی وجود دارد که توجه به آنها میتواند تا حدود زیادی ما را از آسیب تحلیلهای نادرست مصون نگه دارد.
برخی از مهمترین این نکات عبارتند از؛
نکته اول این که در هر حال نباید یادمان برود که هیچ کدام از ما نمیتوانیم مدعی شویم که بیش از رهبر معظم انفلاب در زمینه وقایع مربوط جبهه مقاومت دغدغه و دلسوزی و اطلاع داریم و لذا ضمن مطالبهگری از مسئولین ذیربط برای اقدام مناسب، باید منتظر فرمان و تدبیر ایشان باشیم و از جوسازیهای نامعقول و ناشیانه اجتناب نماییم.
همچنین باید یادمان باشد که به تعبیر قرآن کریم، ما هرچه هم از مردم کشورهای جبهه مقاومت و ایضاً سایرکشورها حمایت کنیم باز هم تا همه یا اکثریت مسئولین و مردم آنها شرایط را درک نکنند و نخواهند، تغییری در سرنوشت آنها ایجاد نخواهد شد.
نکته دیگر این که نبرد با دشمن بسته به شرایط گاهی با موفقیت و گاهی با شکست مواجه است و قرار نیست ما همیشه و در همه نبردها پیروز میدان باشیم، بنابراین گاهی باید آمادگی پذیرش ناکامیهای موردی و مقطعی را هم داشته باشیم.، با این حال با عنایت به وعده الهی مبنی بر غلبه حق بر باطل، به هیچوجه و تحت هیچ شرایطی نباید ناامید شویم.
علاوه بر این نباید فراموش کنیم که اکنون جبهه کفر با محوریت آمریکا، رژیم صهیونیستی و دستنشانده فریبخورده آنها یعنی ترکیه با همه توان بر ضربه زدن به پیکر جبهه مقاومت و تسلط مجدد بر منطقه متمرکز شده است و این مسئله چالشهایی را در مسیر مقاومت ایجاد نموده است..
اگرچه خبر دقیقی در این رابطه وجود ندارد، اما برخی منابع اعلام کردهاند که با نقشه آمریکاییها و چند کشور همپیمان یانکیها، همزمان طرح یک کودتا نیز در سوریه برنامهریزی شده بود که ظاهراً خنثی شده اما اگر این خبر صحت داشته باشد، قطعاً روند دفاع را با اختلالات فراوانی مواجه ساخته است.
مشکل دیگری که کشور سوریه و همچنین لبنان از گذشته با آن درگیر بودهاند، تعدد شهروندانی است که مزدوری بیگانگان برای جاسوسی و همراهی با دشمنان در بحرانها داخلی را پذیرفتهاند.
تمرکز جبهه مقاومت بر مسائل غزه و لبنان و در نتیجه غفلت مسئولین ذیربط سوریه و تا حدودی جبهه مقاومت از تحرکات تروریستها در ادلب که طی چند ماه اخیر در حال تدارک برای تهاجم بودند، عامل دیگری است که به غافلگیری ارتش سوریه و شاید سیستم دفاعی جبهه مقاومت منتهی شده باشد.
پیشنهادات مشروط و همراه با تهدید حکام امارات و عربستان به بشار اسد مبنی بر بازسازی این کشور در صورت قطع رابطه با ایران نیز نشان میدهد که دشمنان از قبل برای این تهاجم برنامهریزی کرده بودند و شاید این وعده و وعیدها ضرورت درخواست کمک از جبهه مقاومت و تداوم ایستادگی در برابر دشمن را در بین برخی از مسئولین دولت سوریه با تردید مواجه ساخته باشد.
حمایت اردوغان از تروریستها نیز نشان میدهد که نظام سلطه توانسته در استفاده ابزاری از وی موفق عمل کند، اگرچه در نهایت یکی از بازندههای اصلی این ماجرا دولت ترکیه و شخص اردوغان خواهد بود و نفعی عایدش نخواهد شد.
نکته دیگر این که ممکن است تعلل جبهه مقاومت در مهار بحران برای خنثیسازی تلهای باشد که دشمنان با اجرای این تهاجم برایش تدارک دیده بودند و واقعاً همه این حوادث نقشهای باشد برای فریب و غافلگیری دشمن در زمان و شرایطی که جبهه مقاومت تعیین کرده است.
در رابطه با توافقات پشت پرده بین روسیه و غرب و معامله آنها بر سر اوکراین و سوریه هم حرف و حدیثهایی وجود دارد که چندان منطقی به نظر نمیرسد، اما با توجه به این که در هر حال همه کشورها در پی منافع خود هستند، لذا این احتمال چندان هم دور از انتظار نیست.
ارتش سوریه در جریان جنگهای چند ساله اخیر به شدت مستهلک شده و پرسنل آن با توجه به شرایط اقتصادی این کشور از وضعیت رفاهی چندان مناسبی برخوردار نیستند، لذا ممکن است بخشی از آنها انگیزه چندانی برای دفاع نداشته باشند و حتی برخی مرتکب خیانت شده باشند.
این احتمال هم وجود دارد که در حوادث اخیر شرایط برای عرضاندام ایران و جبهه مقاومت در سوریه از سوی برخی اعضای دولت و حتی ارتش این کشور محدود شده باشد و همین مسئله سبب شده باشد تا اعضای جبهه مقاومت از ورود جدی به صحنه خودداری و منتظر تصمیم نهایی دولتمردان سوریه بمانند، که البته رفع این مشکل مستلزم درک جدی بودن خطر از سوی افراد مورداشاره است.
با عنایت به اینکه موضع ایران در مورد ضرورت حمایت از کشور سوریه همچنان و با همان شدت و حدت به قوت خود باقی است، بنابراین دولت سوریه باید به این نتیجه برسد که تنها حامی واقعی آنها ایران اسلامی و جبهه مقاومت است و رسماً درخواست کند تا امکان مداخله جدی فراهم شود، البته همانگونه که قبلاً هم مسئولین ایرانی توصیه کردهاند، اخذ نتیجه مطلوب در این عرصه مستلزم اقدام فوری و همزمان برای برخی اصلاحات در ساختار حکومتی کشور سوریه نیز میباشد.
یادآوری این نکته هم ضروری است که با توجه به جنگ تمام عیار رسانهای که دشمنان همزمان با عملیات زمینی برای ناامید کردن اعضای جبهه مقاومت راه انداختهاند، نباید و نمیشود در این رابطه به همه اخبار منتشره در فضای مجازی اعتماد و استناد کرد، ضمن اینکه باید یادآوری شود که جبهه مقاومت در این زمینه (استفاده از ظرفیت رسانهها و جنگروانی برای تهاجم به دشمن و یا خنثیسازی اقدامات آنها)، وافعاً مرتکب کمکاری شده است.
اظهارات سردمداران گروههای تروریستی نیز نشان میدهد که پیشرفت سریع آنها خیلی هم برنامهریزی شده نبوده و اگر دولت سوریه به موقع تصمیمگیری و عمل نماید، امکان بازپسگیری مواضع از دست رفته با همان سرعت و چه بسا بیش از آن میسر است.
نکته آخر این که در هر حال هر نتیجهای که کسب شود، حتماً مصلحت و حکمتی در بطن آن نهفته است که ما از آن بیخبریم.
احمدرضا هدایتی
کارشناس ارشد مدیریت
۱۷/۹/۱۴۰۳
نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com نشانی سایت: rahtooshe.com




























