به نام مبارزه با تروریسم، به کام غرب و آمریکا

     امروزه واژه‌هایی مانند؛ مبارزه با تروریسم، حقوق بشر و دموکراسی به ابزاری برای ابراز وجود و ژست سیاسی و یا مظلوم‌نمایی و رفع اتهام از کشورهایی تبدیل شده که خود منشأ و مُبدع پیدایش تروریسم و خواستگاه رفتارهای ضدبشری و غیر انسانی متعدد هستند. متأسفانه از دیرباز این رفتار ناجوانمردانه بین برخی از حکام جاه‌طلب و فرصت‌طلب کشورهای اسلامی نیز رسوخ یافته و باعث شده تا این افراد، منافع و مصالح مسلمین جهان را قربانی حفظ تاج و تخت و ثروت و قدرت خویش نمایند.

     اکنون شرایط به‌گونه‌ای پیش رفته که این گروه به‌طور کامل تحت فرمان دشمنان قسم خورده جهان اسلام قرار گرفته و به مهره‌های بازی در زمین دشمن تبدیل شده‌اند و آنچه را که دشمن تابه‌حال رأساً و به شکل مستقیم علیه مسلمانان دنبال می‌کرد، اینک سربازان و مهره‌های سوخته او با دست خود و با سوءاستفاده از منافع و امکانات بیت‌المال انجام ‌دهند، به همین دلیل از هر زاویه‌ای که به موضوع اختلاف نظر و اختلاف سلیقه‌های جزئی بین مسلمانان و نیز رفتار حاکمان بعضاً جاه‌طلب و دنیاپرست آنها نگریسته شود، برنده اصلی حوادث سال‌های اخیر در کشورهای جهان اسلام، نظام استکبار بوده و در واقع مبارزه با تروریسم و امثال آن؛ بهانه‌هایی بوده و هستند که فقط کام دشمنان این دین الهی و پیروان آن را شیرین ساخته است.

چرا که از یک‌سو پذیرش سردمداری جنگ نیابتی دشمن در منطقه توسط کشورهای مدعی رهبری جهان اسلام، زیرساخت‌ها و منافع و منابع کشورهای اسلامی و نیز نسل مسلمانان را در راستای سیاست‌های شیطانی استکبار در معرض خطر و تهدید جدی قرار داده و از سوی دیگر با خرید و ورود انبوه تسلیحات مختلف غربی توسط این کشورها، اولاً آتش جنگ‌ بین مسلمین بیش از پیش شعله‌ور شده و ثانیاً کمپانی‌های تسلیحاتیِ فتنه‌گران و اقتصاد ورشکسته نظام سلطه و سرمایه یعنی دشمنان قسم خورده اسلام، ناخواسته مورد حمایت کشورهای اسلامی قرار گرفته است.

البته این عملکرد جاهلانه تنها به مزدوری دشمن برای اختلاف افکنی و ایجاد آشوب و جنگ در منطقه محدود نمی‌شود، بلکه شامل اقدامات متنوع دیگری مانند؛ کاهش قیمت نفت، خود تحریمی کشورهای اسلامی، پرورش و پشتیبانی از تروریسم و امثال آن نیز می‌گردد، غافل از این‌که گسترش و استمرار این رفتار جاهلانه می‌تواند، نه‌تنها نابودی زیرساخت‌ها بلکه حتی نابودی کامل فرهنگ و تمدن اسلامی را نیز به همراه داشته باشد، اما نکته تأسف‌بار این است که، مزدوران دشمن علی‌رغم تمام نکات مورد اشاره و بدون توجه به پیامدها و عوارض منفی کارشان، حاضر شده‌اند برای حفظ موقعیت خود، از هر ابزاری علیه هم‌کیشان خود بهره ببرند.

از یک‌طرف پول نفت و ثروت‌های متعلق به مسلمین را صرف رشوه دادن به سران کشورهای غربی برای کسب حمایت دروغین از اقدامات و نیات شیطانی خود می‌نمایند و از سوی دیگر در یک هماهنگی کاملاً آشکار زیان ناشی از کاهش تنها محصول درآمدزای خود یعنی نفت را به جان خریده و برای آسیب رساند به آنچه رقیب خود تصور می‌کنند، (یعنی ایران اسلامی)، چوب حراج بر دارائی‌های شهروندان خود می‌زنند.

عملکری که نه تنها خسارت‌های فراوانی مادی و معنوی را به کشورها و مردم منطقه تحمیل نموده، بلکه در یک نتیجه محسوس و کاملاً متفاوت، سبب شده تا از طریق اقداماتی مانند؛ افزایش بی‌ضابطه و غیرمتعهدانه تولید و کاهش قیمت نفت، سود هنگفتی نصیب دشمنان اسلام شود، به‌گونه‌ای که مردم کشوری مانند؛ فرانسه از این موقعیت به عنوان هدیه کریسمس و دولتمردان این کشور از آن به عنوان مهم‌ترین عامل صرفه‌جویی و جبران کننده کمبود بودجه خود در سال گذشته میلادی نام می‌برند.

تردیدی وجود ندارد که تداوم این‌گونه رفتارهای احمقانه، علاوه بر فراهم نمودن شرایط برای تجزیه و غارت بیش از پیش منابع کشورهای اسلامی توسط کشورهای سلطه‌گر، سبب خواهد تا سقوط پایه‌های لرزان حکومت‌های استبدادی در منطقه نیز تسریع گردد.

البته بدیهی است که؛ دشمنی و اهداف پلید نظام سرمایه‌داری علیه مستضعفین و محرومین سایر کشورها را نباید ناشی از خواسته مردم کشورهای غربی دانست، چرا که اولاً اکثر مردم خود این کشورها نیز در ردیف قربانیان مطامع سرمایه‌داران و صاحبان قدرت و ثروت در غرب قرار دارند و ثانیاً نمی‌توان اتهام زیاده‌طلبی و خودخواهی حکام شهوتران و نادان کشورهای منطقه و یا احتمالاً جهالت و ساده‌لوحی برخی از مسلمین فریب‌خورده را به حساب دیگران گذاشت.

با این‌حال به‌راستی آیا هنوز هنگام اوج گرفتن نهضت بیداری اسلامی و برقراری وحدت کامل بین مسلمانان در راستای تقابل با توطئه دشمنان اسلام و ایجاد تمدن نوین اسلامی، فرا نرسیده است”

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

۹/۱۰/۹۴

شما همچنین می توانید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.