انسان باشی و دلت پاک باشد، کفایت می‌کند!؟

     حتماً شما هم تاکنون بارها از زبان برخی افراد شنیده‌اید که در پاسخ به ترک واجبات و یا انجام برخی مُحرمات می‌گویند؛ «اگر دلت پاک باشد انجام احکام اسلامی ضرورت ندارد»، اما این عبارت یک جمله انحرافی است که از صوفیه وارد جامعه شیعی شده است. زیرا برخی از صوفیه قائل به این بودند که کسی که دلش پاک و محب خدا باشد دیگر نیازی به انجام تکالیف شرعی ندارد (صهیونیست‌ها نیز بر همین اعتقادند) و حتی اگر مرتکب گناه کبیره هم بشود خدا او را عذاب نخواهد کرد.

     گروهی نیز معتقدند مهم انسانیت است و لذا اگر انسان دین هم نداشته باشد، مشکلی به‌وجود نخواهد آمد و در توجیه حرفشان می‌گویند چه بسا افرادی که ظاهراً دین دارند، اما بویی از انسانیت نبرده‌اند و متقابلاً چه بسا افرادی که دین ندارند، اما انسان و خیرخواه دیگر موجودات هستند.

     البته این نگرش معمولاً علل مختلفی دارد که برخی از مهمترین آنها از نظر اجتماعی عبارتند از؛ ارائه تصویر نادرست از اسلام توسط برخی از کشورهای اسلامی، غلبه سیاست بر شریعت در برخی از دولت‌ها، افراطگرایی و ظهور گروه‌های تروریستی منتسب به جهان اسلام، تنزل اخلاق اجتماعى در جوامع اسلامی تحت تأثیر عملکرد رسانه‌های استکباری، فساد و قدرت‌طلبی حکام کشورهای اسلامی و امثال آن که البته همه عوامل مورداشاره در مورد سایر ادیان الهی هم مصداق دارد و در بُعد فردی نیز باید از عواملی مانند؛ خودبزرگ‌بینی، خودشیفتگی، برتری یافتن هوای نفس، لذت‌جویی، تقلید کورکورانه و موارد مشابه آن نام برد.

     در هر حال در پاسخ به این شبهه‌آفرینی‌ها باید گفت که اولاً نه‌تنها دین هیچ مغایرتی با انسانیت ندارد، بلکه آمده است تا انسانیتِ انسان را به اوج کمال برساند، به عبارت دیگر؛ بدون دین، انسانیت ناتمام است و متقابلاً دینى که انسانیتِ انسان را شکوفا نکند و بر آن صحه نگذارد، نمى‌تواند دین باشد.

     ثانیاً ملاک و معیار تشخیص انسانیت چیست؟ آیا امکان دارد که بپذیریم هر کس با شاخصه‌های موردنظر خودش و با هر میزان از درک و فهم به وظیفه اجتماعی خود عمل نماید؟ به‌عنوان مثال آیا انسانیت کسی که به هر دلیل و با توجیهات خودش جنایات و رفتارهای ظالمانه صهیونیست‌ها را تأیید می‌کند و کسی که در نقطه مقابل او قرار دارد و فلسطینی ها را مُحق می‌داند یکی است؟

     ثالثاً انسان نمی‌تواند به سان ماشین عمل نماید و خود را مخلوق خدا نداند، چرا که در این صورت از احساس و عاطفه و سایر ویژگی‌های انسانی که ودیعه الهی در وجود اوست تهی خواهد بود. رابعاً در صورت فقدان معیارها و احکام دینی، هیچ ضمانتی برای تحقق انسانیت وجود نخواهد داشت، چرا که صاحبان قدرت و ثروت می‌توانند همانند نظام سلطه نفعی نامرتبط با نفع دیگران برای خود و یا جامعه تعریف کنند. خامساً رفتار و عملکرد یک دیندار و یا حتی یک مسئولین یک دولت لزوماً نمی‌تواند ملاک درست بودن یا غلط بودن مبانی دین باشد، همچنان‌که رفتار خوب یک فرد نمی‌تواند، معیار بی‌نقص بودن آن فرد باشد.

     به عبارت دیگر کسی که مدعی انسانیت به مفهوم واقعی است، حتماً به خالق خود ایمان دارد و کسی که ایمان واقعی داشته باشد حتماً به وظایف دینی و انسانی خود عمل می‌کند و درست به همین دلیل است که نمی‌توان از کسی که مدعی دینداری و ایمان به‌خداست، پذیرفت که در قول و عمل (اعم از فعل و یا ترک فعل) مغایر با احکام الهی عمل کند و بگوید مهم این است که دلت پاک باشد، زیرا کسی که چنین عمل کند، دچار شِرک و گرفتار هوای نفس شده و لذا دل‌پاکی او زیر سؤال می‌رود.

     در واقع انسان نمی‌تواند هر کجا که شرایط مطابق میل و نظر او نیست، خدا را فراموش کند و به بهان پاک بودن دل هر عملی را انجام دهد، چرا که اگر ادعای او صحت داشته باشد، قاعدتاً در هر شرایطی باید تابع محض احکام الهی باشد و بی‌توجهی به این قائده بر صداقت او در نیت خیرخواهانه‌اش خدشه وارد می‌سازد، همچنان که در بسیاری از موارد، کمک‌های به ظاهر خیرخواهانه برخی افراد اگرچه در قالب و پوشش انسانیت و حمایت از محرومین صورت می‌گیرد، اما صرفاً با نیاتی مانند؛ مظلوم نمایی، معروف شدن، سوءاستفاده از شرایط، فرار از مالیات، پولشویی، رفع اتهام و تحت‌الشعاع قرار دادن رفتارهای نادرست و مواردی نظیر آن انجام می‌شود.

     با این توصیف نه دل پاک بودن با مفهوم موردنظر این افراد نشانه قطعی انسانیت و توجیه‌کننده عملکرد و رفتارهای نادرست انسان تلقی می‌شود و نه انسانیت به‌تنهایی می‌تواند بشریت را به سرمنزل مقصود که همانا تکامل و دستیابی به قرب الهی است، برساند.

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

۱۳/۸/۱۴۰۴

نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com  نشانی سایت: rahtooshe.com

 

 

شما همچنین می توانید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *