با شناختی که از شخصیت متکبر و مغرور آمریکاییها به ویژه شخصیت خودشیفته ترامپ وجود دارد، بعید به نظر میرسد که آمریکا حاضر شود به راحتی میدان را تراک کند، چرا که تا اینجای کار همه میدانند که بهرغم جنجالهای تبلیغاتی ترامپ، آمریکا بازنده اصلی نبرد است.
بنابراین این احتمال وجود دارد که آمریکاییها و صهیونیستها برای تشدید فشارها و ایجاد تفرقه در صفوف منسجم مردم، با اجرای توطئههای جدید بر ایجاد دوگانه جنگ و صلح متمرکز و در نهایت برای کسب یک دستاورد حتی موقتی و البته چشمگیر تبلیغاتی دست به ماجراجوییهای جدیدی بزنند تا شاید بتوانند آبروی از دست رفته خود در این نبرد را تا حدی احیا کنند.
لذا اگرچه همه سناریوهای ممکن الوقوع از جمله طرحهایی مانند؛ اقدام برای ربایش یا ترور شخصیتهای سطوح عالی، اقدام برای سرقت اورانیوم غنیسازی شده و خارج کردن آن از کشور، تخریب زیرساختهای صنعتی و خدماتی برای ایجاد نارضایتی عمومی و حتی تصرف بخشی از خاک کشور برای عکس یادگاری و بهرهبرداری رسانهای و امثال آن مورد توجه مسئولین ذیربط قرار گرفته است، اما مردم و مسئولین باید همچنان با حضور پررنگ در صحنه آمادگی خود را حفظ نمایند.
البته همانگونه که اشاره شد، مسئولین ذیربط تمام سناریوهای ممکنالوقوع را مورد توجه قرار داده و برای پاسخ مقتدرانه به آن برنامه دارند و قطعا چنانچه آسیبرسانی از سوی دشمن تشدید شود، پاسخ ایران نیز نهتنها برای متخاصمین بلکه برای جهان فلج کننده خواهد بود.
به عنوان مثال؛ امروز همه از وابستگی شدید صنایع الکترونیک جهان به گاز هلیوم امارات آگاهی دارند، همه میدانند که اگر تنگه هرمز و خلیج فارس مینریزی و همزمان بابالمندب بسته شود چه اتفاقی برای اقتصاد جهان رخ خواهد داد.
همه میدانند که اگر زیرساختهای کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس و شرکتهای غربی مستقر در آن هدف حملات مقتدرانه ایران قرار بگیرد، چه سرمایههای هنگفتی را از دست خواهند داد.
میدانند که اگر مرکز هستهای دیمونا هدف قرار بگیرد همه صهیونیستها گرفتار تشعشعات هستهای خواهند شد و دیگر هیچ صهیونیستی قادر با ماندن در سرزمینهای اشغالی نخواهد بود.
میدانند که ظلم جنایتشان در حق ایران و مردم منطقه در حدی بوده که دیگر قابل تحمل نیست و اگر قرار باشد ایران به زعم آنها غرق شود، همه منطقه را با خود غرق خواهد کرد.
میدانند که اگر آسیبی جدی به ایران وارد شود، نیروهای مسلح دستور آتش به اختیار با تمام توان را از قبل دریافت نمودهاند و بلافاصله همه اهداف موردنظر را با حجم انبوهی از پرتابهها مورد هدف قرار خواهند داد.
با این حساب احتمال این که پیروزی در جنگ چند ماه طول بکشد، وجود دارد، اما در هر حال باید چند نکته را به طور جدی مورد توجه قرار دهیم.
اول این که اگر در این شرایط که دشمن در ضعیفترین وضعیت ممکن قرار دارد، دست از مذاکره بکشیم، به معنای فرصت دادن به او برای تجدید قوا خواهد بود و بیشک دیر یا زود دوباره دست به شرارت خوهد زد، در حالی که ممکن است دیگر تاکتیکها و تسلیحات فعلی نیروهای مسلح کشورمان کارایی قبلی را نداشته باشد، چون قطعا دشمن نیز پس از تجدید قوا با روشهای مناسبتر و جدیدتری وارد میدان خواهد شد.
نکته دیگر این که باید بدانیم هر صلح و آتش بسی بدون نابودی کامل صهیونیستها و اخراج کامل آمریکا از منطقه پایدار نخواهد بود.
همچنین ذکر این نکته نیز ضروری است که اگرچه ممکن است ادامه نبرد برای غلبه بر دشمن توأم با تلفات و خسارات سنگینتری باشد، اما اولاً تردیدی وجود ندارد که خسارت سازش به مراتب بیشتر خواهد بود و ثانیاً در صورت کسب پیروزی و دستیابی به اهداف موردنظر، بازسازی همه خسارات مادی باسرعت و کیفیت بیشتری صورت خواهد گرفت و دوران آقایی ایران عزیز و طرد و انزوای غرب فرا خواهد رسید.
بنابراین در چند ماه آینده همچنان اجتناب از خستگی و پرهیز از دودستگی و نیز تداوم حضور در میدان و حمایت از نیروهای مسلح در راستای امر ولایت، مهمترین رمز موفقیت محسوب میشود.
احمدرضا هدایتی
کارشناس ارشد مدیریت
15/1/1405
نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com نشانی سایت: rahtooshe.com




























