این روزها برخی از افراد بدون توجه به شرایط جنگی کشود، همچنان از محدودیت آزادی در ایران سخن میگویند و این در حالی است که در فضای مجازی و حتی در گفتگوهای خصوصی و بعضاً عمومی شاهد طرح هر نوع انتقاد و حتی فحاشی و تهمت افراد مختلف اعم از سلبریتی و غیرسلبریتی به نظام و مسئولین نظام هستیم، اما صرفنظر از این مباحث، در پاسخ به سؤال فوق باید گفت؛
اول این که؛ در ایران هم اگر تظاهرات در چارچوب قانون باشد و با هدف تخریب و تهدید و تلفات جانی و مالی نباشد، مجوز داده میشود، گو اینکه برخی از روزها در نقاط مختلف شهرها از جمله در مقابل مجلس شورای اسلامی در تهران، شاهد تجمعات اعتراضی مردم از اقشار و اصناف مختلف هستیم.
اما همین اعتراضات اگر خارج از ضوابط و مقررات باشد، حتی اگر در اعتراض به وضعیت حکم دینی و الهی حجاب باشد با آن برخورد میشود، همچنان که چندی پیش با تداوم بیش از حد تظاهرات معترضین به موضوع حجاب در مقابل مجلس، با برگزارکنندگان برخورد شد.
البته طبیعتاً در همه کشورهای دنیا با اعتراضاتی که خلاف منافع کشور و مصالح مردم و یا خشونتآمیز باشد، برخورد میشود و در برخی کشورها علاوه بر محدودیتهای مورداشاره، با هر آنچه که مغایر منافع حکام و سرمایهداران آن کشور باشد هم برخورد قهرآمیز میشود.
دوم این که؛ کشورهای غریی میدانند که تظاهرات در کشورهایشان واقعاً حرف خود مردم است و در واقع مثل ایران نیست که برخی از مردم تحت تأثیر رسانههای خارجی در تجمعات اعتراضآمیز، بعضاً حرف دشمن را میزنند.
سوم این که؛ در دنیا هیچ کشوری را نمیتوانید پیدا کنید که نهایتاً بیش از یک یا دو شبکه رادیویی و تلویزیونی خارجی در حال شستشوی مغزی مردم آن کشور باشد، در حالیکه در مورد ایران بیش از ۱۲۶ شبکه تلویزیونی ماهوارهای فارسیزبان دائماً در حال انجام این کار هستند.
چهارم این که؛ در همان کشورهای غربی هم اگر تظاهرات به خشونت و تخریب و قتل و غارت منتهی شود، پلیس از انجام هیچ کاری حتی مجروح کردن و کشتن شهروندان ابایی ندارد، مثل جلیقه زردها در فرانسه که بیش از یکسال ادامه داشت و منجر به کشتن، زخمی شدن، کور شدن و دستگیری صدها فرانسوی شدف یا برخور پلیس آمریکا با معترضین که معمولاً منجر به قتل آنها (معترضین) میشود.
البته سایر کشورها از جمله کشورهای اروپایی مثل انگلیس و آلمان هم همینگونه رفتار میکنند، حتی در آخرین تجمعات مردم ترکیه در سال گذشته نیز، علاوه بر کشتار معترضین، دستگیری و اعدام صدها تن دیگر را هم به همراه داشت.
پنجم این که؛ آنها به مردمشان اجازه راهپیمایی میدهند چون میدانند به پشتوانه قوانین فوقالعاده سختگیرانهای که وضع کردهاند، نیروهای مسلح کشورشان در اعتراضات و آشوبهای احتمالی در امنیت کامل هستند و معترضین در اعتراضات حتی اجازه دست زدن مسالمت آمیز به نیروهای امنیتی و انتظامی را ندارند، در حالیکه در ایران به خاطر فقدان قوانین بازدارنده، آشوبگران به خودشان اجازه میدهند با نیروهای حافظ امنیت درگیر شوند و آنها را مضروب نمایند و به اشکال مختلف مثل تیراندازی مستقیم، سربریدن و آتش زدن آنها را مضروب نموده و حتی به قتل برسانند.
ششم این که؛ در کشورهای غربی با ناقضین قوانین به ویژه قوانین امنیتی بلافاصله و با شدت برخورد قضایی میشود در حالی که در ایران معمولا به اخذ تعهد و مجازاتهای سبک اکتفا میشود.
هفتم این که؛ غذبیها در سایه همین قوانین سختگیرانه مجوز راهپیماییها را صادر میکنند، چون اگرچه میدانند که قرار نیست به خواستههای معترضین عمل کنند، اما در عین حال میدانند که میتوانند از ظرفیت راهپیماییهایِ بدونتنش و مسالمتآمیز، برای فریب افکار عمومی و ارائه چهره بشردوستانه و حامی دموکراسی از خود بهره ببرند.
در واقع از نظر آنها هرچیزی که به هر شکل بتواند منافع مافیای قدرت و ثروت در غرب را تأمین و ثبات شرایط برای بهره کشی از مردمشان را تضمین کند مجاز است، حتی اگر مغایر مبانی فکری و اصول و ارزشهای اجتماعی جامعه باشد.
هشتم این که؛ مردمشان هم معمولا در اعتراضات و اجتماعات منافع و مصالح خود و کشورشان را درک نموده و رعایت میکنند، در حالی که برخی از معترضین ایرانی تحت تأثیر القائات رسانههای خارجی، نهتنها به هدف دشمنان از ترغیب به آشوب، بلکه حتی به منافع و مصالح درازمدت خودشان هم نمی اندیشند.
احمدرضا هدایتی
کارشناس ارشد مدیریت
14/1/1405
نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com نشانی سایت: rahtooshe.com




























