چنانچه با نگاهی موشکافانه ساختار ابنیه تاریخی اصفهان، بادگیرهای شهر یزد، هسته مرکزی و قدیمی شهر اراک، باغ فین در کاشان و یا حتی خانههای ماسوله و در مجموع، بافت بکر و قدیمی دیگر شهرهای کشور را مورد بررسی قرار دهیم، ملاحضه خواهیم کرد که معماران قدیم ایران با چه وسواسی تمام زوایا و جوانب احداث ساخت و سازهای شهری بهویژه واحدهای مسکونی را مورد توجه قرار میدادند.
دوراندیشی و توجه دقیق به سمت قبله، آفتابگیر بودن، جهت باد، استفاده از ظرفیتهای طبیعی برای گرم یا خنک کردن ساختمانها، استفاده بهینه از محیط، محفوظ و محصور بودن محیط داخلی، آبنما (حوض) و فضای سبز، جریان داشتن نهر آب در تمام معابر و یا حتی بکار بردن شگردهایی در ساخت و ساز برای مقابله با تهاجم احتمالی دشمن و در عینحال توجه هنرمندانه به ظرافتهای کار و سایر اصول معماری، همگی حکایت از عمق نگاه دقیق، همه جانبه و خالصانه معماران قدیم در ساخت و ساز ابنیه آن زمان دارد، اما اینک در مقایسه معماری قدیم با مهندسی جدید در خواهیم یافت که علی رغم شگفتی های معماری نوین و خلق سازههای کاملا مدرن و با عظمت مانند برج میلاد، گاهی نهتنها در فرایند احداث یک ساختمان، نکات مذکور به فراموشی سپرده میشود، بلکه در برخی موارد به هنگام تهیه نقشه شهرهای جدید، چگونگی تاُمین و یا محل احداث مهمترین و اصلیترین زیرساختهای مورد نیاز شهر از جمله؛ شبکههای آب، برق، گاز، فاضلاب، مخابرات و یا مواردی مانند؛ مسجد، مدرسه، مرکز خرید، پارکینگ و راههای دسترسی و گاهی حتی سادهترین اصول فنی نیز مورد غفلت قرار گرفته و یا متناسب با توسعه شهری صورت نمیگیرد.
گروهی از متخصصین و صاحبنظران این عرصه، مشکل اصلی در این زمینه را ناشی از پیچیدگیهای مهندسی عصر حاضر میدانند، اما باید توجه داشته باشیم که اگرچه گسترش فناوریهای نوین، پیچیدگی مهندسی جدید را دو چندان نموده اما اولا به موازات این تحولات، ابزار و امکانات جدید فنی و مهندسی، کارها را تا حد زیادی تسهیل نموده و ثانیا با پیدایش تخصصهای متعدد در این بخش، مسئولیتها نیز تقسیم و توزیع شده است.
بنابرین مهمترین سوال این است که علت این نابسامانیها در بخش ساخت و ساز چیست؟
در پاسخ به این سوال باید علت را در عوامل مختلف جستجو کرد، اما در عین حال بدیهی است، وقتی برخی از مهندسین جویای نام و شهرت، بدون توجه به ارزشهای اجتماعی، اصول اساسی و انتظارات واقعی از یک سازه شهری، تمام توان خود را معطوف طراحیهای پیچیده، درهم برهم و ناکارآمد و نوآوری در شکل و نمای ظاهری ابنیه و ساختمانها خلاصه مینمایند، نباید انتظار داشت که سایر نکات مورد توجه قرار گیرد و لذا دیگر مسائلی مانند؛ حذف نقاط پرت و استفاده بهینه از فضا، اشرافیت پنجره خانهها بر یکدیگر، کم توجهی در بکار بردن عایق های مناسب برای جلوگیری از انتقال صدا در مجتمع های آپارتمانی، قرار گرفتن لوله هواکش فاضلاب در کنار کانال کولر، نصب دود کش موتورخانه شوفاژ بر فراز نورگیر بدون پوشش ساختمان، تعبیه سرویس بهداشتی در نقاط نامناسب و در معرض دید، یافتن راه چاره برای جلوگیری از آلودگی صوتی ناشی از صدای آب جاری در لولههای آب و شبکه فاضلاب ساختمان و سایر موارد مشابه، اهمیت خود را از دست خواهد داد.
مشکل این است که متاسفانه عوارض این کمتوجهی، فقط به ساخت ابنیه مسکونی و اداری محدود نشده و ساخت دیگر سازهها و تاسیسات شهری را هم مشمول خسارات خود ساخته است، در واقع مشاهده نواقصی مانند؛ اختلاف سطح غیراصولی برخی پیادهروها با کف حیاط منازل و سطح خیابانها، فرو رفتگی ها و شیب نامناسب برخی معابر که به هنگام بارندگی غرق در آب میشوند، ساخت نهرهای کمعمق و باریک در نقاط آبگیر و متقابلا احداث نهرهای عریض و عمیق در نقاط مرتفع برای جمعآوری آبهای سطحی یا عدم تطبیق ساختار سازهها با شرایط جوی و محیطی و تخریب و استهلاک زود هنگام جداول، آسفالت خیابانها، موزائیکفرش پیادهروها و دهها مورد مشابه دیگر، بیانگر این حقیقت است که بخشی از کارآمدترین سرمایههای انسانی این مرز و بوم در انتخاب مسیر خود در این زمینه، دچار گمراهی و انحراف شدهاند.
طبیعی است که در سایه این رویکرد غلط، نهتنها دیگر وجدان کار، معنای خود را از دست میدهد و کسی به نکات فنی و رفع نواقص پنهان و دور از چشم کارفرما نمیاندیشد، بلکه تمام تلاش خود را صرف آن خواهد ساخت تا کاستیهای بنا را در زیر پوسته بزکشده ساختمان پنهان سازد و اینگونه است که پس از مدتی نه چندان طولانی، استهلاک زود هنگام ساختمان از درون و برون آغاز و تعمیرات پی در پی بخشهای مختلف سازه، کلید خورده و هزینههای غیرمنطقی و پیشبینی نشده جدیدی به دولت و مردم تحمیل میگردد.
به این ترتیب بهنظر میرسد حکایت شهر سازی ما در سالهای اخیر، در بسیاری از موارد مشابه داستان کلاغی است که قصد داشت راه رفتن کبک را بیاموزد، در حالی که راه رفتن خود را نیز از یاد برد، چرا که به رغم تمام تلاشهای صورت گرفته برای احیاء و بهکارگیری اصول و ارزشهای ایرانی- اسلامی، هنوز در تطبیق با فناوریهای نوین و ارائه الگوهای بومی و متناسب با نیاز روز جامعه در عرصه فعالیتهای عمرانی، توفیق لازم و شایسته ایران اسلامی را کسب نکردهایم.
همانگونه که قبلا اشاره شد، عـوامل مختلفی در بروز این نابسامانیها نقش دارند که علاوه بر موارد فوق، میتوان به ضعف در سیستم آموزش عالی، ضعف در تدوین و اجرای درست قوانین و مقررات، عدم هماهنگی و انسجام لازم و کافی بین متولیان امر، سهلانگاری دستگاههای مربوطه از جمله؛ وزارت راه و شهرسازی و سازمان نظام مهندسی کشور در اعطای مجوز فعالیتهای مهندسی به افراد و فقدان نظارت نظام یافته، اصولی و هدفمند، بهعنوان مهمترین مشکلات مربوط به این موضوع اشاره کرد.
در هر حال امید است، مسئولین محترم همچون سایر عرصهها، رفع مشکلات این بخش را بیش از گذشته مورد توجه قرار داده و به زودی شاهد احیاء مجدد معماری ایرانی اسلامی به معنای واقعی آن باشیم.
در صورت تمایل می توانید برای مشاهده سایر مقالات حقیر در این زمینه از جمله مقاله«هویت فراموش شده در معماری ایرانی اسلامی»، به بخش مقالات فرهنگی هنری سایت مراجعه فرمایید.
احمد رضا هدایتی
کارشناس ارشد مدیریت
۲۶/۸/۹۱




























