ربایش رئیس جمهور ونزوئلا مادارو یا دستگیری مادارو

     بخش اول –  ربایش رئیس‌جمهور مادورو و تغییر فاز نظم جهانی از منظر امنیت راهبردی ایران، جهان اسلام ، چین و روسیه.

۱. این رویداد چیست؟

     ربایش رئیس‌جمهور یک کشور مستقل، نه یک اقدام سیاسی و نه حتی صرفاً یک جنایت دولتی است، بلکه اعلام رسمی تغییر قاعده بازی در نظام بین‌الملل است، این اقدام سه خط قرمز تاریخی را هم‌زمان حذف کرد. – مصونیت رهبران کشورها – اصل حاکمیت ملی – کارکرد بازدارنده حقوق بین‌الملل.

     از این لحظه به بعد، جهان وارد وضعیتی شده که می‌توان آن را چنین تعریف کرد، «قدرت مسلط، نه قواعد را اجرا می‌کند و نه حتی تظاهر به پایبندی می‌نماید، بلکه مستقیماً از زور عریان برای مهندسی نظم مطلوب خود استفاده می‌کند.» و این نقطه عبور از هژمونی به سلطه بی‌واسطه است.

      ۲. هدف واقعی آمریکا چیست؟

     هدف این اقدام ونزوئلا نیست، مادورو نیست، حتی تغییر رژیم هم نیست. هدف واقعی شکستن توهم امنیت ساختاری برای رهبران مستقل، آمریکا می‌خواهد این پیام را جهانی، شفاف و غیرقابل‌تفسیر منتقل کند. اگر مستقل بمانید، بدن فیزیکی حاکمیت‌تان هم در امان نیست. این یک نمایش قدرت آموزشی است، اقدامی برای تربیت نظم آینده با ترس، نه قانون.

     ۳. فروپاشی کارکردی حقوق بین‌الملل نه نظری بلکه عملیاتی .

     پس از این رویداد؛ حقوق بین‌الملل منسوخ نشد، لغو نشد، رسماً تعطیل هم نشد، بلکه یک‌طرفه خلع‌ سلاح شد.

    برای ایران، چین، روسیه و جهان اسلام – معاهدات بدون تضمین – نهادها فاقد قدرت اعمال – قواعد فقط برای ضعیف‌ها و نتیجه مستقیم؛ جهان از نظم مبتنی بر قواعد، وارد مدیریت مبتنی بر زور شده است.

     ۴. پیامد کلان امنیتی برای ایران و جهان اسلام .

     الف) امنیت سیاسی دیگر قراردادی نیست، هیچ تضمین خارجی برای بقای حاکمیت وجود ندارد، تنها تضمین، توان تحمیل هزینه متقابل است.

     ب) بعد از مادارو استقلال ماهیتی پرهزینه‌تر پیدا می‌کند – سازش، مصونیت نمی‌آورد – بی‌طرفی، حفاظت ایجاد نمی‌کند – حسن نیت، بازدارنده نیست.

     ج) امت اسلامی وارد فاز آگاهی تهدید مشترک می‌شود. تهدید – مذهبی نیست – قومی نیست – منطقه‌ای نیست، تهدید، ساختاری و سلطه‌محور است.

     ۵. جهان پسامادورو: ویژگی‌های نظم جدید.

     امنیت شخصی رهبران: مسئله اصلی سیاست – بازدارندگی سخت: جانشین مشروعیت نرم – بلوک‌بندی مقاومتی: جایگزین تعامل خوش‌بینانه – افول کارکرد سازمان‌های بین‌المللی – تقدم بقا بر تصویر، امنیت بر روایت، این نظم، بازگشت‌پذیر نیست.

     بخش دوم – تغییر راهبرد ایران، چین و روسیه پس از ربایش مادورو در سطح استراتژیک

     ۱. تغییر راهبرد ایران؛ پیش‌فرض جدید امنیتی، هیچ حفاظ بین‌المللی برای حاکمیت مستقل وجود ندارد.

     نتایج راهبردی: – اولویت دادن به بازدارندگی چندلایه (سیاسی، امنیتی، فناورانه) – کاهش اتکای راهبردی به هرگونه تضمین خارجی – تعریف امنیت ملی فراتر از مرز جغرافیایی – تقویت عمق راهبردی به‌مثابه سپر بقا، نه ابزار نفوذ، از این نقطه به بعد، امنیت ملی ایران دیگر مذاکره‌پذیر نیست، فقط مدیریت‌پذیر است .

     ۲. تغییر راهبرد چین؛ پیش‌فرض جدید، رشد اقتصادی بدون امنیت سیاسی، توهم است. چین، پس از این رویداد، – تقدم امنیت رهبران و حزب را بر تصویر بین‌المللی می‌گذارد – از احتیاط ژئوپلیتیکی به بازدارندگی پیشگیرانه حرکت می‌کند. – مسیر کاهش آسیب‌پذیری در زنجیره‌های جهانی را تسریع می‌کند. – نظم آمریکامحور را نه اصلاح‌پذیر، بلکه پرخطر تلقی می‌کند، چین وارد فاز  قدرت‌سازی بی‌سر و صدا، اما قاطع می‌شود.

      ۳. تغییر راهبرد روسیه؛ پیش‌فرض جدید، غرب فقط زبان هزینه را می‌فهمد. پیامدها؛ – مشروعیت‌زدایی کامل از هر نظم مشترک با غرب – عادی‌سازی منطق تقابل بلندمدت – تعریف امنیت به‌عنوان بازی صفر – پذیرش رسمی جهان به‌مثابه میدان نبرد دائمی. روسیه به این جمع‌بندی می‌رسد که؛ بقای استراتژیک، تنها با برهم‌زدن هزینه–فایده طرف مقابل ممکن است.

     ۴. همگرایی سه قدرت: تغییر مختصات بازی پس از مادورو؛ – ایران: امنیت‌محور – چین: بقا‌محور – روسیه: تقابل‌محور، اما نقطه اتصال مشترک، بی‌اعتمادی مطلق به نظم آمریکایی. این همگرایی، – ایدئولوژیک نیست – احساسی نیست – واکنشی نیست، بلکه ضرورت بقا است.

     جمع‌بندی نهایی؛ ربایش رئیس‌جمهور مادورو، – نه خطای سیاست خارجی – نه انحراف موقتی – نه اقدامی قابل بازگشت، بلکه اعلام رسمی عصر جدیدی از سلطه بی‌قاعده است.

     در این عصر؛ قانون نقش تزئینی دارد – اخلاق ابزار تبلیغاتی است – و بقا، تنها معیار عقلانیت است، ایران، چین و روسیه پس از این رویداد، تغییر استراتژی نمی‌دهند؛ بلکه واقعیت جهان را همان‌گونه که هست می‌پذیرند، جهانی که در آن، فقط قدرتِ مهارکننده، مصونیت می‌آورد ، و هر توهم به نظم عادلانه، هزینه وجودی دارد.

تقی بیدگل

۱۴۰۴/۱۰۱۴

شما همچنین می توانید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *