آمریکا چه کاره است که بخواهد برای ما تعیین تکلیف کند؟

     تعیین دقیق همه شروط ایران و بیان و مطالبه تمام آنها در مذاکرات اهمیت زیادی دارد، اما مهمتر از آن این است که اصولا چرا ما باید پس از کسب چندین تجربه ناموفق، باردیگر با قلدور محله که هیچ نوع وجاهت، صلاحیت و مشروعیت قانونی و بین‌المللی ندارد، مذاکره کنیم؟

     اصلاً آنها چکاره‌اند که به بهانه تأمین منافع نامشروع خود از آن سوی دنیا به این سوی دنیا لشکرکشی کرده‌اند و به خود اجازه می‌دهند تا برای ما خط و نشان بکشند، سهم‌خواهی کنند و بخواهند شرایط خودشان را به ما تحمیل نمایند؟

     چرا باید بپذیریم که قوانین بین‌المللی فقط برای آنهاست و هرگاه به نفعشان بود قابل اجرا و هرگاه نباشد، می‌تواند نادیده انگاشته شود؟

     آیا با این توصیف مذاکرات مکرر و مجدد با آمریکایی‌های یاغی، نوع رسمیت دادن و مشروعیت بخشیدن به حکمرانی غیرقانونی و شیطانی آنها در سطح جهان نیست؟

     حالا دیگر همه با توجه به اظهارات و اعترافات قبلی و به‌خصوص آخرین شروط اعلام شده توسط رئیس جمهور پلید آمریکا، به‌خوبی می‌دانند که یانکی‌ها و صهیونیست‌ها به‌زعم خودشان به کمتر از تجزیه و نابودی ایران عزیز و سیطره مجدد بر کشورمان رضایت نخواهند داد.

     متقابلا مردم غیور و بصیر ایران اسلامی هم با تاب‌آوری مقتدرانه خود در برابر تهدیدات دشمن اثبات نموده‌اند که حاضرند برای دفع دائمی اشرار خارجی و داخلی، حاضرند تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون با مسئولین و نیروهای مسلح قدرتمند کشورمان همراهی و همکاری نمایند.

     پس چرا ما باید در اوج اقتدار و همبستگی ملی، به ذلت مذاکره با شیطان تن بدهیم و همانند سایر کشورهای منطقه، پذیرای مجدد بردگی سلطه‌گران باشیم؟

     البته برخی از افراد جامعه در توجیه مذاکرات می‌گویند؛ اگر توافق حاصل نشود، ممکن است آمریکا تمام زیرساخت‌های ما را مورد هدف قرار دهد و در نتیجه بیکاری، تورم و گرانی‌ها تشدید شود.

     در پاسخ باید گفت؛ اولاً یانکی‌ها به‌خوبی می‌دانند که در صورت حمله گسترده به ایران، نیروهای مسلح ما هم تمام منافع آنها در منطقه و بلکه فرامنطقه را هدف قرار خواهند داد و همه آنچه که طی سالیان متمادی به شکل عمدتاً نامشروع در این بخش از کره زمین کسب کرده‌اند (اعم از نظامی و غیرنظامی) را به‌طور کامل از دست خواهند داد، ثانیاً تداوم وضعیت گذشته با این همه تحریم و تهدید و ترور و فشار سیاسی، نوعی مرگ تدریجی محسوب می‌شود و لذا تفاوت چندانی با جنگ فعلی ندارد.

     بنابراین باتوجه به آشکار شدن نقاط ضعف و آسیب‌پذیری‌های دشمن و همراهی افکار عمومی جهان با اقدامات متهورانه نیروهای مسلح کشورمان، قطعاً اگر هم این نبرد همراه با خسارت مالی و جانی احتمالی همراه باشد که حتماً هست، بی‌تردید نه‌تنها زیان‌های مبارزه مقتدرانه با نظام سلطه برای تعیین تکلیف قطعی این ماجرا، به‌مراتب کمتر از ادامه شرایط قبلی خواهد بود، بلکه پس از پایان مناقشه منافع متعدد و شرایط مطلوب‌تری را برای کشورمان به ارمغان خواهد آورد.

     بی‌شک با اعتماد و ایمان به وعده الهی در نهایت پیروزی از آن ماست و شرایط برای ساختن و پیشرفت و آبادانی کشور بیش از پیش فراهم خواهد شد، البته مشروط بر این‌که با توکل به خدا، همچنان اتحاد و انسجام ملی را تا آخرین گام حفظ نموده و تا دست یافتن به اهداف نهایی، میدان را خالی نگذاریم.

     کلام آخر این‌که دشمن باید بداند که مردم ایران به مصداق ضرب‌المثل معروف «مرگ یکبار، شیون یکبار»، تصمیم خود را گرفته‌اند و دیگر حاضر نیستند قلدری‌ها و زورگویی‌های نظام سلطه را تحمل نمایند و حتی اگر به زعم آنها قرار باشد همه ما نابود شویم، با افتخار تا آخرین قطره خون ایستادگی خواهیم کرد و تمام لشکریان دشمن و حامیانشان را با خود غرق خواهیم کرد.

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

2/2/1405

نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com  نشانی سایت: rahtooshe.com

شما همچنین می توانید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *