باور کنید آنها ما را رها نخواهند کرد

     برخی از افراد جامعه دائم می‌گویند کاری به کار آنها نداشته باشید تا کاری به کارتان نداشته باشند و منطقه در صلح و آرامش باشد، اما با ده‌ها دلیل مستند می‌توان ثابت کرد که به تعبیر این افراد حتی اگر ما کاری به آنها نداشته باشیم و کاملاً تسلیم و برده آنها شویم، این شیاطین (غربی‌ها و در رأس آنها آمریکا و اسرائیل) همانند سگ هاری هستند که نقشه‌های متعددی برای ما داشته و دارند و هرگز ما را رها نخواهند کرد.

     برای درک بهتر مطلب در ادامه تلاش خواهد شد تا با اتکاء به برخی از منابع، مطالب، اظهارات و اعترافات سردمداران خودشان، چند نمونه محدود از اهداف پلید و شیطانی و طرح‌های پنهان و آشکار آنها برای منطقه و مردم آن ارائه شود.

     از مجموعه کُتب تلمود که به تدریج در طول قرن‌های متمادی تدوین شده و صهیونیست‌ها از آن به‌عنوان کتاب مقدس نام می‌برند، باید به عنوان اولین منبع نام برد، چرا که برخی از مجلدات این مجموعه کتب که بخش عمده آنها تفسیر تحریف شده خاخام‌های یهودی از تورات است، حاوی انبوه احکام و دستورالعمل‌هایی است که بیانگر ماهیت شیطانی و پلید رژیم صهیونیستی است.

     به‌عنوان مثال؛ در بخشی از یکی از مجلدات این کتاب آمده است «هر چه غیریهودی دیدید (اعم از مسلمان، مسیحی و حتی بودایی) به اندازه‌ای که در توان شماست به قتل برسانید و یا حداقل مقدمات قتل او را فراهم سازید، اگرچنین امری در توان یک یهودی باشد و انجام ندهد مرتکب خلاف شده است.»

     در بخش دیگری از این کتاب شیطانی نقل شده که؛ «ما ملّت برگزیده خداوند هستیم و بدین سبب [خداوند] برای ما حیواناتی انسانی خلق کرده است زیرا خدا می‌دانست که ما نیاز به دو نوع حیوان داریم؛ یکی حیوانات بی‌شعور و غیرناطقه مانند چهارپایان و دیگری حیوانات ناطقه و با شعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بودائیان، و خدا از آن روی ما را در جهان متفرّق ساخته است که بتوانیم از همۀ آنها بهره بگیریم.»

     این توصیه‌ها محدود به این موارد نمی‌شود، بلکه یهودی‌های صهیونیست خود را صاحب مال و جان سایر انسان‌های روی زمین دانسته و با وقاحت تمام حتی تجاوز به زنان غیرصهیونیست، دزدی از دیگران و بسیاری از رفتارهای شنیع و غیرانسانی دیگر را برای صهیونیست‌ها مجاز و بلکه واجب اعلام نموده است و لذا با اطمینان می‌شود مدعی شد که آنچه امروز در غزه در حال وقوع است و سالهاست که صهیونیست‌ها در مورد مردم مظلوم فلسطین و سایر کشورهای منطقه عمل می‌کنند، دقیقاً بیانگر بخشی از همین نگاه پلید و شیطانی نسبت به دیگران (غیرصهیونیست) است.

     ارض موعود که حاصل خیالپردازی‌ها و توهمات صهیونیست‌هاست، ادعای دیگری است که در یکی از همین کتب درج شده و به روایت آنها بر روی گسترۀ هفت کشور در حدّ فاصل نیل تا فرات یعنی از کشور مصر تا عراق، از دشت‌های «تورس» تا کرانه‌های حوزۀ رود «مراد» (عجزمندی) واقع در شمال شرقی «ترکیه» و در جنوب از خطّ «عقبه» تا «بصره» را در برمی‌گیرد.

     تئودور هرتزل بنیانگذار این رژیم جعلی، صرفنظر کردن از این سرزمین‌ها که به تعبیر اشغالگران قدس شریف، بخشی از سرزمین «اسرائیل بزرگ» تلقی و شامل؛ ۱۰۰درصد خاک فلسطین، ۱۰۰درصد خاک اردن، ۱۰۰درصد خاک لبنان، ۱۰۰درصد خاک کویت، ۷۵ درصد خاک سوریه، ۴۵ درصد خاک عراق، ۴۰ درصد خاک عربستان سعودی و ۳۰ درصد خاک مصر می‌شود، را ناممکن اعلام نموده و سال‌ها پیش گفته این یک پیمان است و تا تحقّق آن (تلاش‌ها) ادامه خواهد یافت.

     با جرأت می‌توان مدعی شد که این نقشه تحت تأثیر پیامدهای انقلاب اسلامی ایران نه‌تنها تا مدت‌ها به محاق رفت، بلکه سبب شد تا صهیونیست‌ها‌ با اکتفا به سرزمین‌های محدودی که تا آن زمان اشغال کرده بودند، با احداث دیوارهای بتونی در اطراف خود، به نوعی در زندانی خودساخته محصور و محبوس شوند.

     البته همان‌طور که اشاره شد، این سرزمین تنها بخشی از سرزمین اسرائیل بزرگ محسوب می‌شود، زیرا صهیونیست‌ها با توجه به مبانی اعتقادی پلیدشان (نسبت به سایر انسان‌ها)، خود را مالک کل منطقه و بلکه کل کره زمین می‌دانند و تاکنون برای تحقق این هدف نقشه‌های متعددی را طراحی و ترسیم کرده‌اند.

     در این رابطه (تصاحب کشورهای منطقه) یکی از پایه‌گذاران این رژیم منحوس گفته بود؛ برای این‌که بتوانیم بر دیگران تسلط داشته باشیم، نباید هیچ کشوری در منطقه بزرگتر از اسرائیل باشد و این مفهوم به دو معناست. یکی تجزیه کشورها و دیگر تصرف کشورها که در ادامه برخی از طرح‌ها و نقشه‌های آنها در این زمینه به اجمال مورد اشاره قرار خواهد گرفت.

     طرح اودِد یینون، یکی از همین طرح‌های صهیونیستی است که در دهه ۱۹۸۰ میلادی ارائه شد و هدف اصلی این طرح تجزیه کشورهای خاورمیانه و تضعیف آن‌ها برای ایجاد «اسرائیل بزرگ» بود. زمانی‌که طرح یینون در سال ۱۹۸۲ ارائه شد، ایران و عراق در دومین سال جنگ خود بودند. اودِد یینون، کشور عراق را بخاطر ثروت هنگفت نفت، بزرگترین خطر برای اسرائیل می‌دانست. او بر این باور بود که جنگ ایران و عراق، باعث می‌شود تا عراق شکست بخورد و به دو نیم تقسیم و تجزیه شود.

     این طرح بر مبنای بهره‌برداری از شکاف و تنش‌های قومی و مذهبی برای ایجاد تفرقه و بی‌ثباتی در منطقه تدوین شد. اما با مقاومت کشورهای منطقه، به‌ویژه نقش محوری ایران در تقویت جبهه‌های مقاومت در لبنان، عراق، سوریه و فلسطین، سرانجام این طرح نیز ناکام ماند.

     اگرچه نمی‌شود تفاوتی بین اسرائیل و آمریکا قائل شد و رفتار این دو رژیم جعلی و اشغالگر نشان می‌دهد که این دو حکومت در واقع دو جسم در قالب یک روح هستند، اما آمریکایی‌ها نیز پا به پای صهیونیست‌ و چه بسا با مشارکت یکدیگر پیوسته در حال تهیه طرح و اجرای توطئه علیه منطقه به‌ویژه علیه کشور جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند.

     طرح خاورمیانه بزرگ یک طرح آمریکایی تقریباً مشابه طرح‌های قبلی متعلق به صهیونیست‌ها بود که به طور رسمی در سال ۲۰۰۳ توسط دولت آمریکا مطرح شد. این طرح در واقع یک راهبرد ژئوپلیتیکی بود که هدف آن ایجاد تغییرات ساختاری و اقتصادی در منطقه خاورمیانه بود.

     پروژه خاورمیانه بزرگ شامل سرزمین های حدفاصل شمال افریقا تا مغولستان است. اما در گام نخست سیطره بر کشورهای کناره دریای پارس و دریای مازندران یعنی منطقه عمدتاً شیعه‌نشین این منطقه را هدف قرار داده بود، یعنی منطقه‌ای که منبع انرژی جهان امروز به‌شمار می‌رود.

     در واقع سرزمین‌هایی که در گستره‌ی مرزهای پیشین ایران (تا پیش از انعقاد قرارداد استعماری گلستان) قرار گرفته‌اند و به زبان دیگر پروژه خاورمیانه بزرگ درون مرزهای ایران تاریخی و فرهنگی قرار گرفته است و حتی در صورتی‌که این طرح مرزهای ایران سیاسی (ایران مرکزی) را مورد تهدید قرار نمی‌داد، قطعاً منافع حیاتی ایران در منطقه را تهدید می‌کرد.

     همان‌گونه که اشاره شد در این طرح نیز اسرائیل محور برنامه قرار داشت، زیرا در چارچوب این طرح، ایالات متحده در حالی که تمرکز استراتژیک کلان خود را متوجه چین کرده بود، به‌دنبال آن بود که اسرائیل را به قدرت مسلط منطقه‌ای تبدیل کند؛ قدرتی که بتواند از یک‌سو امنیت خود را تضمین کند و از سوی دیگر، به‌عنوان بازوی آمریکا در خاورمیانه عمل کند.

     اصطلاح «خاورمیانه جدید» هم طرح دیگری است که در ژوئن سال ۲۰۰۶ توسط کاندولیزا رایس (وزیر امورخارجه وقت آمریکا)، در تل‌آویو به‌جای واژه «خاورمیانه بزرگ» مطرح شد، علت هم این بود که بعد از حوادث یازده سپتامبر، کشور‌های مختلفی در منطقه غرب آسیا درگیر جنگ و کشمکش شدند، در نتیجه طرح بالکانیزه‌کردن و شکل‌گیری کشورهای کوچک موزائیکی در منطقه خاورمیانه از سوی آنها دنبال شد و به‌دنبال آن نخست‌وزیر اسرائیل از نقشه دوم با عنوان خاورمیانه جدید نام برد که محوریت آن بر دو موضوع کلیدی یعنی «عادی‌سازی روابط عربستان‌–‌اسرائیل» و موضوع دیگر «کریدور جدید که از هند به اروپا کشیده شده» استوار بود.

     البته برخی صاحبنظران می‌گویند؛ قبلاً شیمون پرز نخست‌وزیر جنایتکار وقت رژیم صهیونیستی از این عبارت استفاده کرده است، وی نیز معتقد بود که اگر بخواهیم بر منطقه خاورمیانه تسلط پیدا کنیم باید نقشه جدیدی برای تفکیک منطقه به صورت مجمع الجزایر پراکنده و کوچک بر اساس معیارهای مذهب، زبان، نژاد و قومیت ترسیم کرد تا وحدت وطن (وحدت جهان اسلام  و جهان عرب) در این بین مفهومی نداشته باشد و به عنوان ارزش به آن نگریسته نشود.

     به گفته یکی از تحلیلگر سیاسی کشور، تفاوت این دو اصطلاح در این است که خاورمیانه بزرگ مشترکاً دربرگیرنده برخی از کشورهای اسلامی عرب و غیرعرب می‌شد اما در “خاورمیانه جدید” محدوده جغرافیایی بیشتر شامل کشورهای عربی خاورمیانه و ایران است.

     به عبارت دیگر ایده «خاورمیانه بزرگ» که حالا به طرح «خاورمیانه جدید» تغییر ماهیت داده بود، بر ایجاد مجموعه‌ای از نا‌آرامی‌ها با هدف تجزیه و تصرف کشورهای مختلف شکل گرفته بود که از لبنان، فلسطین و سوریه شروع و به سمت عراق، خلیج فارس، ایران و مرزهای ناتو در افغانستان گسترش می‌یافت.

     پس از ناکامی طرح اودِد ینون و سایر طرح‌های مورداشاره از جمله طرح خاورمیانه بزرگ و طرح خاورمیانه جدید که شکست اکثر آنها متأثر از پیامدهای انقلاب اسلامی بوده، اسرائیل و آمریکا (۶ سال پیش در سال ۲۰۰۹ با پیشنهاد ترامپ) رویکرد جدیدی به نام «معامله قرن» و «توافق‌نامه آبراهام» را پیگیری کردند که هدف آن عادی‌سازی روابط با کشورهای عربی و تثبیت نفوذ اسرائیل در منطقه به‌عنوان یک هاب انرژی بود. بااین‌حال، وقوع عملیات «طوفان الاقصی» در اکتبر ۲۰۲۳ و حملات خشونت‌آمیز جدید اسرائیل، تمامی این توافقات را بی‌اثر کرد و موجی از واکنش‌های جهانی علیه سیاست‌های اسرائیل را به دنبال داشت.

     در پس پرده این طرح (معامله قرن) که از آن به‌عنوان طرح صلح ترامپ نیز نام برده می‌شود، رئیس جمهور آمریکا اگرچه از صلح و عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی منطقه سخن می‌گوید، اما همانند اسلاف خود همچنان در پی توسعه مساحت اراضی سرزمین‌های اشغالی برای تضمین شکل‌گیری یک اسرائیل بزرگ‌تر است و لذا بر لزوم توسعه آن از طریق الحاق کرانه باختری، نوار غزه، کوچاندن فلسطینی‌ها به صحرای سینا یا اردن و اشغال بخش‌هایی از کشورهای همسایه مانند سوریه، اردن، عربستان، عراق و مصر تأکید می‌کند.

     بنابراین اگرچه ایده تشکیل اسرائیل بزرگ پیوسته با فرازوفرود مواجه بوده، اما هرگز کنار گذاشته نشده و آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها و سایر همپالگی‌های غربی و شرقی آنها همواره تلاش کرده‌اند تا متناسب با شرایط، تحت عناوینی جدید، تحقق این هدف شیطانی را دنبال کنند و این نکته بیانگر این واقعیت است که آنها هیچ‌گاه از عملکرد ظالمانه خود پشیمان نشده‌اند.

     این مفهوم بدان معناست که حتی اگر ما (مجموعه کشورهای جهان اسلام و حتی سایر کشورهای واقع در در نقشه آنها) کاری به آنها نداشته باشیم، آنها ما را رها نخواهند کرد، همچنان که پس از گذشت صدها سال از ارتکاب قتل‌عام هزاران ایرانی در زمان هخامنشیان توسط یهودیان، به جای آن‌که صهیونیست‌ها بابت این جنایت از ایرانیان عذرخواهی کنند، از دیرباز (از سال‌ها قبل از انقلاب اسلامی تاکنون) هرسال با بی‌شرمی تمام  سالگرد وقوع این حادثه وحشیانه را در قالب مراسمی به نام «پوریم» جشن می‌گیرند و به شادی و پایکوبی می‌پردازند که نشان‌دهنده عمق کینه آنها نسبت به ایرانیان است.

     بی‌شک با این توصیف نمی‌توان هیچ پایانی بر شرارت‌های صهیونیست‌ها و حامیان آمریکایی و اروپایی آنها متصور شد، مگر این‌که ریشه صهیونیست‌ها به‌طور کامل خشکانده و پای غربی‌های سلطه‌گر و جهانخوار از منطقه قطع شود.

احمدرضا هدایتی

کارشناس ارشد مدیریت

۱۷/۴/۱۴۰۴

نشانی الکترونیکی: ARH110@yahoo.com  نشانی سایت: rahtooshe.com

شما همچنین می توانید ...

٪ پاسخ

  1. چیت ساز گفت:

    عالی بود

  2. رضایی گفت:

    سپاس……..

  3. طایفه گفت:

    لعنت خدا بر انگلیس و همه غرب وحشی و اعوان و انصارشان 😡

  4. میرسلیم گفت:

    احسنت

  5. میرباقری گفت:

    احسنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *